گریزی بر ابعاد توجّه به موسیقی محلی-آیینی

موسیقی بختیاری یکی از حوزه های گسترده موسیقی مقامی ایران است. نام مقام ها بیانگر نسبت هر نغمه با موضوع و سرگذشت ابداع آنهاست و این بدان معناست که هر مقام اصیل موسیقی بختیاری در نسبت با مراسم، آئین ها و یا سنت های ایل بختیاری تکوین یافته است

موسیقی بختیاری پیوند جاودانه‌ای با زندگی ایلی یافته است. مقام‌های موسیقی ایل بختیاری به نام ر(بیت معروف) هستند. از مشهورترین آنها به مقام گله‌داری، برزگری، ابولقاسم‌خان و مقام شیرعلی‌مردون که تعداد آنها حدود ۲۰ تا ۲۵ مقام است می‌توان اشاره نمود.
هر طایفه و تیره نوازندگان محلی ویژه‌ای دارد که به آنها توشمال می‌گویند. توشمال‌ها دارای طایفه و محل زندگی جداگانه‌ای هستند، مخارج سالیانه خود را با شرکت در مراسم عروسی، عزاداری و جشن‌های دیگر به دست می‌آورند و به کار زراعت و دامداری نیز می‌پردازند.
توشمال‌ها مردمی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر وقت زندگی روزانه خود را صرف ساختن ابیات، لطیفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها می‌کنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبیات عامیانه سرزمین بختیاری سهم بسزایی دارند. آلات موسیقی بختیاری‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: کرنا، ساز و دهل است. آوازهای محلی روستاهای چهارمحال و بختیاری با لحجه‌های مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسی و شادی واقعاً جالب توجه است.
موسیقی بختیاری یکی از حوزه های گسترده موسیقی مقامی ایران است. نام مقام ها بیانگر نسبت هر نغمه با موضوع و سرگذشت ابداع آنهاست و این بدان معناست که هر مقام اصیل موسیقی بختیاری در نسبت با مراسم، آئین ها و یا سنت های ایل بختیاری تکوین یافته است. اما مرور زمان و وسعت ارتباطات، مخصوصا در حوزه شنیداری با گرایش های انتزاعی، تجریدی و گاه التقاطی سبب شده است تا نغمه های ناب این موسیقی از دسترس دور بماند و یا کم فروغ گردد. نغمه های دیگر موسیقی بختیاری که بعد از موسیقی کهن این قوم شکل گرفته اند، عمدتاً تصانیفی است که بر اساس لحن کلی موسیقی بختیاری و بعضاً متاثر از یکی از مقام های اصلی یا نغمه های وابسته به آنها ساخته و اجرا می شوند.
۱) مقام گاه گریو
اصطلاح "گاه گریو" به معنی وقت و هنگام مویه است. به آن "گوگریو" هم گفته می شود که به معنی امر به مویه گری است. مویه گری به معنی میتولوژیک در موسیقی عزای بختیاری در عصر حاضر هم وجود دارد؛ اگر چه علت ظهور آن دیگر، به جا آوردن آیین ها مطابق با اجزای نهاده شده نیست، اما لااقل صورت کلی آن قابل دریافت است و مقام "گاه گریو" بستر ظهور این جنس از موسیقی مویه گرانه است.اما در توصیف مصداق گونه "گاه گریو" اشاره به " علی داد نودال کـُش " ضروری می نماید.
"علی داد" مرد شجاع، دلیر و قهرمان ایل بختیاری که قادر بوده است ۹ "دال"(لاشخور) را با یک تیر در آسمان بزند؛ توسط برادر خود به حسد کشته می شود. موسیقی دانان و مویه گران بدین سان برای " علی داد " مویه ها نمودند و در مقام "گاه گریو" اشعار فراوان خواندند و گریستند. در مقام " تیپومی " نیز که اشاره به خصایص فیزیکی و روحی قهرمان دارد، خوانندگان به صورت بداهه اشعاری می خوانند و جمع با آنان دم می گیرند و جنسی از مویه گری که کم نظیر است، تجلی می یابد.
سکندر درد تو درمون نداره
گذشته کار تو برگردون نداره
۲ـ الف) شیر علی مردان
شیر علی مردان یکی از خان های ایل هفت لنگ بود که در مبارزه با حکومت جور سرانجام به شهادت رسید.
ب) گلوم گلوم
تصنیفی تغزلی است که انواع مختلف دارد.
۳) سرکوهی
مقامی کهن است که چوپان ها آن را با نی می خواندند و می نواختند. این مقام در عصر حاضر با سازهای دیگری نیز نواخته می شود.
۴- الف) لچک ریالی
زنان ایل بختیاری به روسری یا دستمال سر خود که به آن لچک گفته می شود، سکه می دوخته اند و زنان متمول جنس سکه ها را از نقره انتخاب می کردند. نام تصنیف به این موضوع اشاره دارد. این نغمه اغلب در مراسم شادی نواخته می شود و مورد علاقهً فراوان مردم بختیاری است.
ب) برزگری
این نغمه در راسته ای موسیقی کار قرار می گیرد و در مورد درو و کشاورزی است که همراه شعر با حالتی تغزلی خوانده می شود. البته بعدها با تغییراتی توسط سازهای دیگر نیز نواخته شده است.
۵- الف) پیش نوازی
به عنوان مقدمه نواخته می شود.
ب) حوری حوری
نام زنی است که منظومه ای عاشقانه در وصف او سروده شده است.
۶- الف) چشمهً کوه رنگ
یکی از چشمه های قدیمی و پر آب است که سرچشمه رودخانه بزرگ استان چهارمحال و بختیاری و استان های مجاور به شمار می آید. نغمه در وصف این چشمه پرداخته شده است.
ب) سحر ناز
نغمه ای تغزلی که در وصف "سحر ناز" زن زیبای بختیاری است.
۷- الف) چوب بازی
همان گونه که از نام آن استنباط می شود؛ نوعی موسیقی همراه با چوب بازی است که در آن دو یا چند مرد با حالتی حماسی و هماهنگ با ضرب آهنگ موسیقی، نبردی نمایشی را به اجرا در می آورند. نغمه های این نوع چوب بازی در موسیقی بختیاری کاملا منحصر بفرد بوده و مخصوص ایل بختیار است.
به لحاظ طبقه بندی، چوب بازی یکی از انواع اصلی و مهم موسیقی بختیاری است و مقامی کاملا مشخص و شناخته شده به حساب می آید. در تشخیص ماهیت و ساختار و حتا شیوه اجرای آن، دو نشانه مهم قابل ذکر است. اول اینکه موسیقی چوب بازی مخصوص کرنا و دهل است و تبعیت تمامی نغمات و الحان آن از یک ریتم، میزان و متر مشخص است. مشخصه دیگر و فرعی این مقام، تعلق آن به فضای باز است، چرا که صدای پر حجم و پر طنین کرنا و دهل در فضای بسته خوشایند نیست، زیرا نوای دهل و کرنا و مقام و بازی چوب بازی، اصولا تمرینی برای میدان رزم آوری است. هنگام اجرای مقام چوب بازی که با آن دو رقصنده مشغول رقص و چوب بازی هستند، ضربات چوب رقصندگان چنان محکم و پر قدرت است که بر اثر برخورد چوب های بسیار محکم بلوط به یکدیگر که مانند شمشیر است، چوب ها شکسته و به هوا پرتاب می شوند.
ب) نی چوپانی
نامی دیگر برای انواع سرکوهی هاست که توسط چوپانان نواخته و خوانده می شود.
ج) چوب بازی
۸- الف) پیش نوازی
ب) گلمی، های گل
از تصانیف جدید است که بر اساس حالت های کلی موسیقی بختیاری ساخته شده و اساسا به سازهای باستانی بختیاری تعلق ندارد.
۹) گاه گریو
۱۰) جشن نوروزی
نغمه ای که در ایام عید نوروز و یا به مناسبت اعیاد دیگر نواخته می شود. این نغمه به احتمال فراوان از موسیقی های دیگر، وارد موسیقی بختیاری شده است و اصالت آن در حوزه موسیقی بختیاری نیست.
۱۱- الف) مقام بیدگونی
لفظی کلی است که اشاره دارد به نغماتی که منشاء بیدگونی دارند.
از جمله این نغمات گلوم گلوم است. گلوم گلوم در موسیقی بختیاری انواع مختلفی دارد که نوعی از آن تحت تاثیر یکی از نغمه های خراسانی است.
ب) گل ناز جهرم
گل ناز جهرم هم مانند گلوم گلوم در حوزهً مقامی کلی که به آن حاجیونی گفته می شود، به اجرا در می آید یا لااقل لفظ حاجیونی به منشاء نغمه اشاره دارد.
ج) فرود
در موسیقی بختیاری، مانند موسیقی های دیگر، فرودهای شناخته شده ای و جود دارد. این مشخصه در موسیقی بختیاری بسیار بارز است.هر چه که به نغمه های قدیم تر رجوع کنیم، حالت کلی این فرودها شبیه تر و همسان تر می نماید.

درباره موسیقی «آشوری»

 

 

 

غآقایف میرعلی نقی در یادداشتی کوتاه در غروزنامهف «شرق» از خاموشی «سورن» آهنگساز و نوازنده یاد کرد با این اشاره که اطلاعی از او ندارد و آنان که می دانند همت کنند، او را با خبر کنند. دریغا که انگار کسی سورن را نمی شناسد، آن که با نوای موسیقی اش قلب میلیون ها شنونده را در دهه سی و چهل خورشیدی می لرزاند و امروز حتی میرعلی نقی، که در شناخت و تسلط و توان او در موسیقی و تاریخ آن بسیار خوانده ام او را «ارمنی» می خواند. شاید آن خاموشی بهانه یی شد تا نگاهی به موسیقی یی داشته باشیم که قدمتی چند هزار ساله دارد و سورن، مرده ریگ آن موسیقی است. «سورن» و برادرش «سارگن» آشوری اند هر دو نوازنده پرتوان و چیره دست در نواختن ماندولین و بانچو و آکاردئون و سورن البته آهنگساز و خالق ده ها اثر شورانگیز که به راستی هر نغمه او شوری در دل به پا می کند.
در دهه چهل سورن به رادیو ایران آن هنگام پیوست و به ویژه ساخته هایش در برنامه یی به نام «گفتنی ها» در حول و حوش ساعت ۱۳ یا ۱۴(به درستی به یاد ندارم) به عنوان نشانه و پایان و گاه متن گفتاری اجتماعی پخش می شد.
امروز از بخت خوش همان آهنگ ها البته بی کلام چندماهی است که از آرشیو رادیو به درآمده و بدون ذکر نام «سورن» از شبکه صداوسیما پخش می شوند.
سورن از بازماندگان آهنگسازان و مردان موسیقی است که تبار آنها به هفت هزار سال پیش می رسد. به آشوری هایی که «بربط»، «چنگ» و «قیطار» یا گیتار را ساختند و نخستین قومی که زبان نوشتن موسیقی را خلق کرد، چیزی پرشباهت به نت که با تاسف، اندک نشانه یی از آنها مانده است.
موسیقی یی که در موسیقی کلیسایی پس از پذیرش مسیحیت از سوی آشوری ها جان گرفت و هنوز نغمه های آن به همان اصالت در نغمه های روحانی کلیسای شرق آشوری و کلیسای آشوری کلدانی کاتولیک به گوش می آید.
با قبول مسیحیت، موسیقی آشوری کلیسایی شد و البته در حاشیه آن موسیقی شبانی و روستایی و اثرهایی از موسیقی رزمی همراه با رقص «شیخانی» و «تاولاما» و «زنگرتا» و... تا به امروز ماند.
موسیقی روستایی سینه به سینه آمد و به گونه یی بده بستان با موسیقی کردی و آذری داشت و آنچه امروز از آن موسیقی اصیل مانده است چنین حال و هوایی دارد. در زمینه زنده ساختن آن موسیقی اصیل تلاش های چندانی در قرن های اخیر با تاسف شکل نگرفته جز چند مورد.
نخستین آنها حماسه سرای بزرگ آشوری تحصیلکرده موسیقی کلاسیک اروپا یعنی «ویلیام دانیال» است. در زمینه شعر و نثر او را فردوسی آشوری می خوانند. با زبانی غنی، حماسی و لرزاننده. همتی کرد تا موسیقی فولکلوریک روستایی که سینه به سینه آمده بود، جمع آوری و به شکلی علمی و کلاسیک، سامان بخشید. از بخت حادثه او هم در رادیو ایران و رادیو ارومیه در دهه های سی کار کرده است. آن هم به هنگامی که برنامه ها زنده بود و حالا بی گمان اثری از آن در بایگانی رادیو نیست. اما کتاب ها و نوارهای موسیقی او مانده است.
نبو عیسایی که او هم تحصیلاتی در زمینه موسیقی کلاسیک اروپا داشت، با گردآوری و ساخت آثاری کلاسیک در موسیقی آشوری و پدید آوردن گروه همسرایان ملی، زمینه را برای به صحنه کشاندن اپرای «گیلگمش» و «سمیرامیس» یا به آشوری «شامیرام» فراهم کرد، که ممکن نشد. او در امریکا در زمینه ارائه موسیقی کلاسیک آشوری در قالب یک گروه همسرایی حرفه یی هنوز در تلاش است.
در زمینه موسیقی مردمی با رنگ و شکل امروزی، وانیا داوید، سرگن و آسورهادون خفری و شورا میخائیلیان که آثار تمامی آنها در رادیو ایران آن هنگام ارائه شد، آثاری خلق کردند.
پولس خفری، گنجینه دیگری در زمینه موسیقی کلاسیک فولکلوریک آشوری است که ۵-۴ سال پیش درگذشت و از بخت خوش با آثار متعددی به کتاب درآمده اند. گروه همسرایی کلیسایی و فولکلوریک او از یادمان های موسیقی آشوری است. در زمینه موسیقی پاپ آشوری، وانیا داوید در امریکا و شورا یا الکساندر میخائیلیان در استرالیا در جامعه آشوری آثاری نوین، علمی و به دل نشستنی و برگرفته از نواها و نغمه های اصیل می آفرینند.
این اشاره یی گذرا به گنجینه مانده از دوران به گونه یی شتاب آلود بود، گنجینه هایی که با تاسف انگار «زیرخاکی ها» یافت نشده، مانده اند. آثاری که اگر همتی باشد به مدد آهنگسازان برجسته و نامدار امروزی می توان از آنها گرته برداری کرده و به جهان موسیقی نثار کرد.
کسی آستین ها را به این خیال، بالا خواهد زد؟

وای کردن، موی کندن و روی خراشیدن و بر سینه چنگ زدن و بر سر زدن از سوی مردان و زنان است که هماره با آوازهای ویژه و نالشهای متفاوت به طور جمعی به اجرا در می‌آید، با رجوعی بسیار ساده به مدارک و اسناد بازمانده از تاریخ فرهنگی پیش از اسلام درمی‌یابیم که وای در اساطیر تفک‍ّر زروانی نقش پراهمیتی داشته است...

 

 

 

وای کردن، موی کندن و روی خراشیدن و بر سینه چنگ زدن و بر سر زدن از سوی مردان و زنان است که هماره با آوازهای ویژه و نالشهای متفاوت به طور جمعی به اجرا در می‌آید، با رجوعی بسیار ساده به مدارک و اسناد بازمانده از تاریخ فرهنگی پیش از اسلام درمی‌یابیم که وای در اساطیر تفک‍ّر زروانی نقش پراهمیتی داشته است. وای ضمن آنکه بر اساس نظر آر، سی، زینر خود موضوع یک ی‍َشت کامل بوده۱ ظاهراً ایزد جماعتی بوده که هیچ ارتباطی با جامعهٔ اصیل زرتشتی نداشته‌اند.
زینر معتقد است که جنبهٔ بد شخصیت او در میان زرتشتیان مزداپرست آن‌قدر بارز بوده که مجبور شدند شخصیت او را دو بخش کنند، یکی وای سودر‌َسان که در کنار اهورامزدا عمل می‌کند و دیگری وای آسیب‌رسان که کمی بهتر از یک دیو مرگ است۲.
در عهد ساسانی، وای، ایزد جنگ و جنگاوران به شمار می‌آمده و از وی با عنوان ایزد ارتشتاران یاد شده است. از آنجا که در سروده‌های ریگ‌ودا نیز سرود کاملی مربوط به وای را مشاهده می‌کنیم، پس وای قدمت دیرینهٔ خود را می‌یابد.
زینر در پژوهشهای خود این نظریه را عنوان می‌کند که، از نظر کیهان‌شناسی، وای به عنوان فضای میان قلمرو روشنایی و قلمرو تاریکی یا به عنوان نبوغ مسلط آن قلمرو محسوب می‌شود، به جز ستیزی که بین دو نیروی خوبی و بدی در او رخ می‌دهد، مسئلهٔ خوبی و بدی برای الهیون عهد ساسانی تا آن حد که برای تقسیم شخصیت او لازم می‌آید مطرح نمی‌شود، او به هر صورت خدای مرگ بوده است و به استثنای تباه‌سازی روح، مرگ، بزرگ‌ترین بدی‌ای است که می‌تواند بر یک مزدیسنی معتقد غلبه نماید، در چنین موقعیتی ایزد مرگ می‌بایست صورتی دیوی پذیرد و می‌توان حدس زد برای دلجویی از مردمی که او را به عنوان خدای برتر پذیرفته بودند و در مسیر دگرگون‌سازی قرار داشتند مردان مبل‍ّغ زرتشتی در عهد ساسانی وای نیک را خلق کرده باشند، وایی که کارش استقبال از ارواحی بود که از چنگ وای ب‍َد، نجات یافته بودند۳.
با این پیشینهٔ اساطیری از ایزدمرگ، امروزه در آیین وای در مناطق زاگرس و اقوامی که در آنجا می‌زی‍ند، درمی‌یابیم که چرا آواها و نواهایی که می‌شنویم دل و گوشمان را آزار نمی‌دهند بلکه جذبمان می‌کنند و هنگامی که با حرکات توأم می‌شوند چقدر دیدنی می‌شوند. آنچه که بدین عنوان تحت آیین ویژه بر قومی می‌گذرد، جای پژوهشی مدو‌ّن و دقیق توسط یک گروه دارد که به دلیل اهمال از سوی دستگاههای فرهنگی و هنری تا کنون چنین حرکتی صورت نگرفته است.
آنچه که در این وجیزه می‌آید اندکی است از دانش ایرانیان در عهد باستان که آن را به جهان هستی ارائه کرده‌اند، ایرانیان در عهد باستان وای را فاصلهٔ بین زمین و آسمان می‌دانستند، دکتر مسعود جلالی‌مقدم در اثر خود دربارهٔ خصایص وای چنین می‌نویسد: آریاییان او‌ّل‍یه به وای دو خصیصه را نسبت می‌دادند؛ یکی اینکه باد واقعی است که می‌وزد و در شکل طوفان با قدرت و سرعت به جلو می‌شتابد و هیچ مقاومتی در برابرش ممکن نیست، دیگر اینکه اصل نخستین‌ِ حیات است. ‌در تمامی موجودات زنده ن‍َف‍َس حیاتی است و در عالم نیز ن‍َف‍َس حیاتی است و همان بادی است که تمامی موجودات زنده در هنگام مرگ بیرون می‌دهند.۴
برای وای در ی‍َشتها از ۱۵/۴۶ تا ۴۸ هم نامهای بسیار و هم صفات مختلف تعریف شده است، مانند: ستیزه‌شکن، فع‍ّال بر ضد‌ّ دیو، به یکبارگی شکست‌دهنده، قوی‌ترین، دلیرترین، سخت‌ترین، موج‌انگیز، زبانه‌کشنده. اندیشهٔ نیایش برای باد توسط کشاورزان کویر ایران ریشه در خصیصهٔ نخستین اسطورهٔ کهن‌ِ وای دارد و با نگرشی به بندهش بزرگ، بخش ۱۳۲، بند ۸ حقیقت روشن‌تر می‌گردد، در آنجا چنین آمده که: اهریمن خطاب به دیوان فریاد برآورد که، بیایید و این باد اروند و دلیر و آفریده‌شده به دست ا‌َه‍ُرمزد را بمیرانید، زیرا گر شما باد را بمیرانید، پس تمام آفرینشها به دست شما میرانده خواهد شد و در این نبرد وای درنگ خدای به کمکش نیامد، باد گیج بیفتاد، به سبب کوتاهی‌ِ وای در کمک به باد، اکنون باد گاه تند و گاه آرام می‌وزد.
اگر به یسنای متأخر و وندیداد بنگریم و ستایش وای را در نظر آوریم، می‌توان به این گمان رسید که چرا کشاورزان منطقه به عنوان مثال، شهرستان ابرکوه به هنگام فرا رسیدن فصل خرمن، جهت وزیدن باد موافق جهت باد دادن محصولات غل‍ّه‌ای، آیین نیایش باد را، تحت عنوان «حیدرباد» Heydarb&#۲۵۷;d انجام می‌داده‌اند و از خداوند درخواست می‌کرده‌اند که جهت بهتر حاصل گرفتن از زمین و ک‍ِشت، بادهای موافق بفرستد. این آیین بدین‌گونه اجرا می‌شده که یک نفر تک‌خوان به عنوان آیین‌خوان، متن نیایشی را اجرا می‌کرده و جمع کشاورز حاضر در آیین نیازخوانی را به صورت گروهی پاسخ می‌داده‌اند.
گرچه هنگامی که بر متن کنکاش کنیم درمی‌یابیم که یک توارث فرهنگی از یک آیین نیک به آئینی بس نیکوتر: دین جدید (اسلام) صورت پذیرفته و این نشان‌دهندهٔ آن است که آیینهای برتر با درون‌مایه‌های سجایای برین همواره در طول تاریخ ادامه داشته‌اند و فقط به لحاظ ساختاری تغییرات نوین مبتنی بر اندیشه‌های نو در آن صورت گرفته است.
خصیصهٔ دوم اسطورهٔ وای در مبحث موسیقی‌درمانی ایران به ویژه در مناطق جنوب و شرق ایران توارث یافته و در اندیشهٔ نحله‌های فلسفی به شکلی زیبا رخ نموده است.
در این ارتباط نظریهٔ زینر را باید مورد تو‌ّجه قرار دهیم. او می‌گوید وای ایزد غالب (برتر) مردمی بوده که به احتمال زیاد در شرق ایران می‌زیسته‌اند.۵
در پایهٔ آیینهای موسیقایی‌درمانی چون زارنجی، زار، نوبان، گوات، پری‌خوانی که از منطقهٔ دشت ترکمن تا حدود اهواز را در برمی‌گیرد، این باد است که در گونه‌های مختلف بر انسان چیره می‌شود و او را از حریم نیکی و روشنایی به ورطهٔ بدی و ترس و تاریکی می‌کشاند. به همین سبب بادها، هم دارای گونه‌اند و‌َ ه‍َم دارای زیرشاخه‌های گونه‌گون، که برای هر کدام از آنها شخصیت و تعریف مذهبی و باورشناختی دارند.
چونان باد سی‍ّد، باد بحری، باد جنگلی، باد‌ِ حب‍ْشی، باد کافر، باد مسلمان، باد ج‍ّن و ... نتیجه نهایی آنکه به همان شکل که جهت بازیابی آثار باستانی کاوش و پژوهش دارای اهمی‍ّت است بازنگری پژوهشی در آیینها و هسته‌های ریشه‌ای آنها، بسیار لازم است، به گونه‌ای که می‌توان در دل آیینها ریشه‌های اساطیر و تاریخ معنوی ایرانیان را یافت و به جهانیان نشان داد.
یک آیین می‌تواند به اندازه یک م‍ُهر باستانی و یا کتیبه‌ای کهن ارزش دیرینه‌شناسی داشته باشد که امیدوارم چنین حرکتی هرچه سریع‌تر از سوی ارگانها و نهادهای دولتی با حمایت از پژوهشگران شکل یابد. ان ‌شاء ‌الله.

منقبت ‌خوانی و مقتل‌سرایی در نظم و نثر تاریخ.

 

 

 

در بررسی مقوله شعر درمی‌یابیم که ۵عنصر عاطفه، تخیل، آهنگ، زبان و گونه در آن دخیل هستند. ۲عنصر اول در پهنه اندیشه و ادراک قرار می‌گیرند و عناصر بعدی براساس تجربیات دیداری،‌شنیداری و کسبی هستند.
عاطفه در بعد روانشناختی نتیجه تأثیرپذیری از جهان بیرون و ذهنیات است که در آن پیوستگی ذاتی(فطری) دخالت دارد و مایه اصلی آفرینش اثر می‌شود، در این مقوله انسان با دل خود به خلوت می‌نشیند و تنش‌های درون را با ضربان قلب مسکن‌اش در قالب کلامی که از ضرباهنگ روحش شکل می‌گیرد بر زبان آورده بر کاغذ می‌نگارد و اکثر اینگونه اشعار بیانگر احساس واقعی کشش، گرایش، آرزو و درد و رنج یا شادمانی است، بدینگونه با همه آشنا می‌شود و بر دل‌ها می‌نشیند.
یکی از اینگونه شعرها مقتل‌سرایی و منقبت سرایی است که باعث به وجود آمدن گونه‌ای هنر موسیقایی آوازی‌با بن مایه‌های مذهبی گردیده به نام منقبت خوانی و مقتل‌خوانی.
هنری تلفیقی برپایه ساختارهای عالمانه، دین‌مدارانه و مبلغ که به گونه‌ای ویژه، اندیشه‌های ناب را به همراه ژرف‌نگری و تصویرسازی مبتکرانه در آن به کار گرفته‌اند، و این دریایی نیست که همه کس در آن دست بشوید بلکه ترنجی است بردار و عودی است بر آتش که مایه سوزندگی دارد و دیدار حاجتمند می‌طلبد.
این هنر از میان اعراب به ایرانیان رسیده و در طول زمان ارزش‌های معنوی با کلام پارسی پیوند خورده و در یک جریان تاریخی بر اثر کوشش‌های پیشینیان به هنری مستقل در موسیقی و شعر ایرانی تبدیل شده است.
در مقتل و منقبت ظاهر الفاظ چنان می‌نماید که ورود واردات آن شکل می‌نماید اما وقتی اجرا توسط مفسر آنکه همانا «منقبت خوان» یا «مقتل‌خوان» است صورت می‌پذیرد، واکنش مخاطب، میزان ادراک او را و تأثیرگذاری متن کلام بر ذهن‌اش را نشان می‌دهد. مقتل و منقبت در سرایش کلام و بیان از مفاخره مثبت بهره می‌برد که همان روش ابداعی مولاعلی(ع) است.
تصویرسازی بسیار ساده و صریح در آن صورت می‌پذیرد در عین حالی که نوعی قدرت نمایی منطقی در آن جاری است و همین است که بار کلام را دقیق و ظریف و برجسته می‌کند و در آن نوعی ارتباط ماهوی بین شاعر و جریان ماوقع برقرار می‌کند. تاریخ مختصر مقتل‌سرایی و مقتل‌خوانی از زمان شهادت امیرالمومنین علی(ع) آغاز شد و از «اصبغ ابن‌نباته» که اولین کسی است که بر این امر اهتمام گزیده است.
آنچه از نوشتارهای تاریخی در مورد مقتل‌سرایی می‌توان به دست آورد این است که مقتل از سوی علمای سنت هم مورد استقبال بوده است و در زمینه مقتل‌خوانی آثار «ابن‌ابی‌الدنیا» و «حسین‌بن‌صفوان» از همه مشهورتر است. در زمینه مقتل و منقبت خوانی، «سیدحمیدی» و «رشیدالدین ابن‌شهر آشوب» برتر از دیگران قرار می‌گیرند.
و جزء نخستین کسانی هستند که مناقب سرایی را آغاز کردند. از مشهورترین مناقب سرایان ایرانی «ابوالفرج اصفهانی» نویسنده کتاب الاغانی که مقتال طالبین را نوشته و پس از او حاکم نیشابوری قرار دارد که مناقب علی(ع) را به نگارش در آورده، محمدبن سلیمان کوفی زیدی شاعر دیگری است که مناقب علی(ع) را سروده است از مناقب سرایان دیگر می‌توان به«اخطب خوارزم» و «ابن حجر» و «ابن ابی شیبه » اشاره کرد.
پس از این شاعران، به ادبای پارسی‌گوی ایرانی مشهوری که منقبت به زبان پارسی سروده‌اند و حتی اوزان موسیقایی آوازی آن را اشاره کرده‌اند می‌رسیم شاعرانی چون حکیم سنایی،کاتبی‌ترشیزی، ابن‌حسام خوسفی، اهلی شیرازی، محتشم کاشانی، همای شیرازی، قاآنی‌شیرازی، ملک‌الشعرای بهار، شهاب‌تربتی، جلال‌الدین همایی(سنا)، ریاضی یزدی، صغیر اصفهانی، فواد کرمانی، مرحوم دکتر ناظرزاده کرمانی و دکتر قاسم رسا.
برای نمونه در اشعار مقتل الامام امیرالمومنین علی‌ابن‌الیطالب(ع) از ابی‌بکر بن عبدالله بن‌محمد بن عبید(ابن‌ابی‌الدنیا) چنین آمده است:
حمت لیدخل جنات ابوحسن
و اوقدت بعده للقاتل النار
ماذا اراد بخیرالناس کلهم
دنیا اوهداهم للحق ان حاروا
یقول ما قال عن قول النبی
فما یخالف الجهر منه فیه اسرار
تزوره ام کلثوم و نسوتها
لاکالمزور و لاکالزور زوار
یبکین اروع میمونا نقیبه
یحمی الذمار اذا ما معش جاروا (۱)
● ترجمان پارسی:
گاه آن فرا رسید که ابوالحسن(ع) به بهشت درآید و پس از او قاتل او بر آتش برافروخته شود.
او نسبت به بهترین همه مردم از لحاظ دین و رهنمون‌ترین آنان به راحتی به هنگامی که سرگردان شوند، چه می‌خواست؟

/ 4 نظر / 71 بازدید
Mohammad

بهترین وبسایت تفریحی پارسی زبان عکس بازیگران + دانلود + جدیدتری اخبار + جدیدترین مدل مانتو لباس مردانه زنانه کفش دکوراسیون و ... همین حالا سر بزن :x http://www.myfundoni.ir

Mohammad

بهترین وبسایت تفریحی پارسی زبان عکس بازیگران + دانلود + جدیدتری اخبار + جدیدترین مدل مانتو لباس مردانه زنانه کفش دکوراسیون و ... همین حالا سر بزن :x http://www.myfundoni.ir

Mohammad

بهترین وبسایت تفریحی پارسی زبان عکس بازیگران + دانلود + جدیدتری اخبار + جدیدترین مدل مانتو لباس مردانه زنانه کفش دکوراسیون و ... همین حالا سر بزن :x http://www.myfundoni.ir

Mohammad

بهترین وبسایت تفریحی پارسی زبان عکس بازیگران + دانلود + جدیدتری اخبار + جدیدترین مدل مانتو لباس مردانه زنانه کفش دکوراسیون و ... همین حالا سر بزن :x http://www.myfundoni.ir