در جستجوی واژه ی مهر

 

 بنام خدا...و

  

در هر گوشه ای از این کره خاکى

 

 

 

نام‏آوران سترگى بوده‏اند که با درایت و اندیشه ناب،

 

بسان مِهر آسمانْ بر فضاى فرهنگ جامعه خویش نور

 

پاشیده، شعاع عطرآگین حکمت را بر بال واژه‏ها نشانده

و گوش جان نسل‏ها را نوازش داده‏اند.

حکمت نامه پارسیان / 247 / جهان را نه بر بیهده کرده‏اند

 

..... ص : 246

4. در این حلقه، یک رشته بیکار نیست‏

 

سر رشته، بر ما پدیدار نیست‏

(خرامیدن لاجوردى سپهر

 

همان گرد گردیدن ماه و مهر

مپندار کز بهر بازیگرى است‏

 

سرا پرده‏اى این‏چنین، سَرسَرى است ...)

     

 

حکمت نامه پارسیان / 253 / خلق خوش خلق را شکار کند ..... ص : 252

8. مِهر، محکم شود ز خوشخویى‏

 

دوستى کم کند ترشرویى‏

خُلق خوش، خَلق را شکار کند

 

صفتى بیش از این چه کار کند

     

 

حکمت نامه پارسیان / 316 / جهان هرگز به حالى برنپاید ..... ص : 316

3. بر این سان گُذَر کَرد خواهد سپهر

 

گهى پُر زِ خشم و گهى پُر زِ مهر

     

 

حکمت نامه پارسیان / 321 / به دنیا دل مبند اى دل که درد سر شود پیدا ..... ص : 321

6. چه مهر افکنى بر تن و این جهان‏

 

که با تو نه این مانْد خواهد، نه آن‏

     

 

حکمت نامه پارسیان / 337 / ز احمقان بگریز چون عیسى گریخت ..... ص : 337

7. مِهر ابله، مِهر خرس آمد یقین. (... کینِ او مهر است و مهر اوست کین)

حکمت نامه پارسیان / 341 / خواهان کسى باش که خواهان تو باشد ..... ص : 341

3. چو زین سَر هست، ز آن سر نیز باید

 

که مِهر از یک طرف دیرى نپاید

     

 

حکمت نامه پارسیان / 385 / ستم بر ستمکاره آید پدید ..... ص : 385

5. به بد، بس دراز است دست سپهر

 

به بیدادگر برنگردد به مهر

     

 

حکمت نامه پارسیان / 390 / اگر خاموش بنشینى، گناه است ..... ص : 390

2. در مقام گفت، مُهر خامشى بر لب زدن‏

 

تیغ را زیر سپر در جنگ پنهان کردن است‏

     

 

حکمت نامه پارسیان / 419 / نه نیکو بود مرد دانا خموش ..... ص : 418

2. در مقام گفت، مُهر خامشى بر لب زدن‏

 

تیغ را زیر سپر در جنگ پنهان کردن است‏

     

 

حکمت نامه پارسیان / 490 / ز احمقان بگریز چون عیسى گریخت ..... ص : 489

12. مهرِ ابله، مهر خرس آمد یقین. (... کین او مهر است و مهر اوست کین)

حکمت نامه پارسیان / 490 / ز احمقان بگریز چون عیسى گریخت ..... ص : 489

* حکایت این مثل چنین است:

اژدهایى خرس را درمى‏کشید

 

شیرمردى رفت و فریادش رسید

خرس چون فریاد کرد از اژدها

 

شیرمردى کرد از چنگش رها

حیلت و مردى به هم دادند پشت‏

 

اژدها را او بدین قوّت بکشت‏

خرس هم از اژدها چون وارهید

 

وآن کرم ز آن مرد، مردانه بدید

چون سگ اصحاب کهف آن خرس زار

 

شد ملازم در پى آن بُردبار

آن مسلمان سر نهاد از خستگى‏

 

خرس حارس گشت از دل بستگى‏

آن یکى بگذشت و گفتش حال چیست؟

 

اى برادر، مر تو را این خرس کیست؟

قصّه واگفت و حدیث اژدها

 

گفت بر خرسى منه دل ابلها

دوستى ابله ابله بتر از دشمنى است‏

 

او به هر حیله که دانى راندنى است‏

گفت واللَّه از حسودى گفت این‏

 

ورنه خرس چه نگرى؟ این مِهر بین‏

گفت مهر ابلهان عشوه ده است‏

 

این حسودىّ من از مهرش به است‏

هى بیا با من بران این خرس را

 

خرس را مگزین مهل هم‏جنس را

گفت رو رو کار خود کن اى حسود

 

گفت کارم این بُد و رزقت نبود

     

 

حکمت نامه پارسیان / 491 / ز احمقان بگریز چون عیسى گریخت ..... ص : 489

این همه گفت و به گوشش در نرفت‏

 

بدگمانى مرد را سدّسیت زفت‏

ظنّ نیکش جملگى بر خرس بود

 

او مگر مر خرس را هم‏جنس بود

عاقلى را از سگى تهمت نهاد

 

خرس را دانست اهل مهر و داد

آن مسلمان ترک ابله کرد و گفت‏

 

زیر لب، لاحول گویان باز رفت‏

شخص خفت و خرس مى‏راندش مگس‏

 

وز ستیز آمد مگس زو بازپس‏

چند بارش راند از روى جوان‏

 

آن مگس زو باز مى‏آمد دوان‏

خشمگین شد با مگس خرس و برفت‏

 

برگرفت از کوه سنگى سخت زفت‏

سنگ آورد و مگس را دید باز

 

برزخ خفته گرفته جاى و ساز

برگرفت آن آسیا سنگ و بزد

 

بر مگس تا آن مگس واپس خزد

سنگ روى خفته را خشخاش کرد

 

این مثل بر جمله عالم فاش کرد

مِهر ابله مِهر خرس آمد یقین‏

 

کین او مهرست و مهر اوست کین‏

     

 

حکمت نامه پارسیان / 510 / نگر تا چه کارى، همان بدروى ..... ص : 505

48. به بد بس دراز است دستِ سپهر

 

به بیدادگر بَرنگردد به مِهر

     

 

حکمت نامه پارسیان / 592 / از دل به دل راه است ..... ص : 591

1. دل را به دل ره است در این گنبد سپهر

 

از سوىِ کینهْ کینه و از سوىِ مِهرْ مِهر

     

 

حکمت نامه پارسیان / 612 / چشم گریان چشمه فیض خداست ..... ص : 611

د/ 2/ 1064

6. کودک شیر خواره تا نگریست‏

 

مادرْ او را به مِهر شیر نداد

     

 

حکمت نامه پارسیان / 625 / اى بسا زشت که در دیده عاشق زیباست ..... ص : 624

4. چو مهر آید، خِرَد در دل نماند.

حکمت نامه پارسیان / 663 / با سیه‏دل چه سود خواندن وعظ ..... ص : 663

کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏کند که آنان را (از عذاب الهى) بترسانى یا نترسانى؛ ایمان نخواهند آورد. خدا بر دل‏ها و گوش‏هاى آنان مهر نهاده، و به چشم‏هایشان پرده‏اى افکنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آن‏هاست.

حکمت نامه پارسیان / 666 / وفا و مهر از کودک بیاموز ..... ص : 666

وفا و مهر از کودک بیاموز

حکمت نامه پارسیان / 667 / وفا و مهر از کودک بیاموز ..... ص : 666

8. وفا و مهر از کودک بیاموز.

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
ديانا

سلام با امروزم بهت سر زدم و تو نيومدي اين وبلاگم رو توي لاين بلاگ ساختم لطفا نظرت رو برام کامنت کن لاين بلاگ سيستم خوبيه پيشنهاد مي کنم تو هم توش يه وبلاگ بسازي همه بچه هاي گروه وبلاگ نويسا توش وبلاگ دارن نظر يادت نره