شُکرِ نعمت

 

شُکرِ بنده

 

در برابر نعمت های الهی

 

موجب افزایش

 

و منشأ برکات و خیرات میگردد، 

 

ایمان؛

 

 

بزرگترین نقطه ی  عطفی 

 

 

است

 

که در قرب بنده 

 

به پروردگارِ هستی

 

خواصِّ معجزه آسا

 

 

و شگرفی دارد .


صبر ،یقین به قدرت و رحمتِ حضرتِ احدیَّت

و بصیرت نسبت به 

الطافِ حقتعالی بزرگترین  

پرده تعیّن عالم هستى و« کثرت- بینى» را کنار بزنید تا جمال حضرت واحد بر شما تجلّى نماید، و نعمت‏ حقیقیّه شما که ولایت و عبودیّت صرفه است در مقابل چنین خداوندى به مَنصه تحقّق خود بنشیند. نه آنکه آن نعیم را زائل و باطل کرده از ولایت که حقیقت قرب است بى‏بهره باشید، و آتش سوزاننده کثرات و تعیّنات چشمانتان را کور کند؛ و در این دنیا که چنین است در عُقبا بصورت جهنّم بروز و ظهور نماید.

الله شناسى / ج‏3 / 18 / علامه: از سوره تکاثر صریح‏تر در وحدت وجود نداریم ..... ص :

 

ابن حجر در «إصابه» ج 3، و ابن أثیر در «اسد الغابة» در ترجمه حال معاویه مطالبى از عمر درباره معاویه نقل کرده‏اند که روزى عمر معاویه را دید و گفت: «این مرد کسراى عرب است». عمر مى‏بیند که: معاویه زندگانى کسرائى دارد، و بر خلاف طریقه پیغمبر اکرم رفتار مى‏کند و لکن رأى او را پسندیده و آن را بر سیره پیغمبر اکرم ترجیح مى‏دهد و این جنایتکار ستم پیشه را بر مردم مسلّط مى‏کند، که دنباله‏اش به جنگ صفّین و جنایت‏هاى بى‏شمار معاویه و یزید و ملوک بنى امیّه و عمّال ستمگر آنها منتهى مى‏شود. طالبین به کتاب «النّصایح الکافیة» تألیف سید محمد بن عقیل مراجعه کنند.

امام شناسى / ج‏8 / 249 / کسانى که از أعاظم شیعه و بزرگان عامه، سر العالمین را از غزالى مى‏دانند ..... ص : 249

 

مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 19 / 1 - شرح احوال و آثار سید احمد اردکانى ..... ص : 13

خداوندا، طالبان حکمت را به الهام حق و تلقین صدق و ارشاد به خیر به سر منزل یقین و اطمینان برسان، و نیّتهاى ایشان را در طلب علم و حکمت از توجّه به غیر قرب به جناب قدس خودت منصرف گردان، و ایشان را به نعمت‏ حکمت از زخارف دنیا متنفّر ساز، و نفوس ایشان را از توجّه به غیر تحصیل رضاى خودت بپرداز، و به رعایت دین قویم و صراط مستقیم ثابت قدم بدار، و مقاسات طلب علم را از ایشان بردار، و از تضییع روزگار در بطالت و تعطیل عمر در کسالت مجتنب، و از ترفّع و تفوّق جستن بر ابناى نوع و اصرار بر باطل و اغماض از حق محترز بدار، و به حق‏شناسى ارباب فضل از گذشتگان و معاصران توفیق بخش، و به شکرگزارى آنچه اقتباس نموده‏اند به اداى به مستعدّان دیگر موفّق ساز، و چنان کن که مقصد ایشان بجز حلول در جوار حضرت احدیّت و وصول به قرب جناب سرمدیّت نباشد، و ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ، وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ‏ (حدید، 21).

مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 83 / کتابت ملا صدرا که به میر محمد باقر نوشته ..... ص : 77

لیکن از حرمان ملازمت کثیر السّعاده بى‏نهایت متحسّر و محزون است و مکرّر قصد آن کرد و مى‏کند و عزم زیارت آن حضرت که حریم مقصد اهل حق است تصمیم مى‏نماید بخت یارى نمى‏کند. روى طالع سیاه که قریب به هفت هشت سال است که من از ملازمت استاد الأماجد و رئیس الأعاظم محروم مانده‏ام. و به هیچ روى ملازمت آن مفخر اهل دانش و بینش میسّر نمى‏شود. از این حال، الحال خجالت و انفعال دست داده مى‏ترسم که مبادا متوهّمى توهّم حق ناشناسى و شکرناگزارى و حقیقت ناسپاسى و حق ناستایى در این بنده آبق کرده رقم کفران نعمت‏ بر صفحه آمالش کشد.

مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 91 / خطبه

خداوندا، طالبان حکمت را به الهام حق و تلقین صدق و ارشاد به خیر به سر منزل یقین و اطمینان برسان، و نیّتهاى ایشان را در طلب علم و حکمت از توجّه به غیر قرب به جناب قدس خودت منصرف گردان، و ایشان را به نعمت‏ حکمت از زخارف دنیا متنفّر ساز، و نفوس ایشان را از توجّه به غیر تحصیل رضاى خودت بپرداز، و به رعایت دین قویم و صراط مستقیم ثابت قدم بدار، و مقاسات طلب علم را از ایشان بردار، و از تضییع روزگار در بطالت و تعطیل عمر در کسالت مجتنب، و از ترفّع و تفوّق جستن بر ابناى نوع و اصرار بر باطل و اغماض از حق محترز بدار، و به حق‏شناسى ارباب فضل از گذشتگان و معاصران توفیق بخش، و به شکرگزارى آنچه اقتباس نموده‏اند به اداى به مستعدّان [2] دیگر موفّق ساز، و چنان کن که مقصد ایشان به جز حلول در جوار حضرت احدیّت و وصول به قرب جناب سرمدیّت نباشد، و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء، و اللّه ذو الفضل العظیم.

أسرار الآیات و أنوار البینات / النص / 11 / (3) قاعدة فی الإشارة إلى أن هذا المنهج أعنی: منهج التوحید ..... ص : 10

«جل جناب الحق من أن یکون شریعة لکل وارد أو یطلع علیه إلا واحد بعد واحد ...» و ذلک لأن علم التوحید و الإیمان الحقیقی نور یقذفه اللّه فی قلب من یشاء من عباده، لیس تحصیله بمجرد إقرار بالشهادة و لا ببحث و تکرار، أو تلفیق أدلة کلامیة، کما هو شأن أکثر المنتسبین إلى العلم المشهورین بالإفادة و التدریس، و أکثر أهل الإسلام ظاهرا هم أهل الکفر و الإشراک باطنا، کما قال تعالى: «وَ ما أَکْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِینَ» و قوله: «وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» و قوله: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ...» و المراد: یا أیها الذین آمنوا ظاهرا و لفظا، آمنوا ضمیرا و علما، و قوله: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ» و قوله: «یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ‏ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها وَ أَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ».

الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة / ج‏7 / 53 / و منها النعمة ..... ص : 53

لأنه مما یتنعم و یتلذذ به أهل الله فوق ما یتنعم و یتلذذ أهل الدنیا بلذاتهم الحسیة و لا نسبة بین نعمة الدنیا و نعمة الآخرة بل هذه اللذائذ الحسیة آلام- بالإضافة إلى لذة المعرفة و الحکمة کما سنبین فی موضعه قوله تعالى‏ یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ‏ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها وَ أَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ‏ أی یصدقون بحقیقتها مجملا و إلا فلو عرفوها عرفانا

المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الکمالیة / النص / 70 / استبصار عقلی ..... ص : 68

«گر مخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهى‏

 

دوست ما را و همه نعمت‏ فردوس شما را»

     

 

المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الکمالیة / النص / 169 / فهرست اشعار ..... ص : 169

گر مخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهى‏

 

دوست ما را و همه نعمت‏ فردوس شما را

     

 

سه رسائل فلسفى / 63 / فهرست آثار آخوند ملا صدراى شیرازى ..... ص : 53

حکیم یگانه آخوند ملا آقاى قزوینى [1] (قدّس سرّه) که در اواخر عمر از نعمت‏ باصره محروم شد.

شرح بر زاد المسافر / 35 / بیان اختلاف مسالک در این مسأله و تحقیق در معاد جسمانى‏[1] ..... ص : 29

[2]. از طرق عامه در امر روح وارد شده است که «إنّ أرواح المؤمنین فی حواصل فی طیور خضر فی قنادیل من نور معلّقة تحت العرش ...». این روایت را اصحاب امام سابق به حق ناطق جعفر الصادق به حضرتش قرائت نمودند، حضرت فرمودند که: روح مؤمن بزرگتر از آن است که در حوصله طیر گنجد. و فرمود که: ارواح اهل ایمان بر هیئتهایى مثل ابدان خود ظاهر شوند که یکدیگر را به واسطه مشابهت صور دنیوى و اخروى شناسند و در نعمت‏ حق غوطه‏ورند.

شرح بر زاد المسافر / 342 / نقل و تزییف ..... ص : 334

مرحوم درچه‏اى خیالى، موجب شفاعت را امرى خارجى و آن را از علل اتفاقى لازم عالم ماده فرض کرده است و پاى او در تله این شبهه گیر کرده است که اگر انسان، عمل موجب نجات به جا نیاورد، محال است در زمره اهل نجات محشور شود، در حالتى که موجب رحمت و نعمت‏ اخروى در پایه اول اعتقاد است و اساس کار، علم و عمل، متفرع بر آن مى‏باشد و اعتقاد به توحید حق، اصل و اساس رحمت رحیمیه است (نه رحمانیه) و ولایت کلیه هیکل توحید است. زمخشرى از طرق عامه نقل کرده است که «حبّ علیّ حسنة لا یضرّ معها السیّئة و بغض علیّ سیّئة لا ینفع معها الحسنة».

شرح بر زاد المسافر / 408 / نقل و تزییف ادله اتباع مشائیه اسلام در نفى عالم مثال و برزخ ..... ص : 405

این نیز باید معلوم باشد که امکان ندارد که ملاک حشر و بعث و نشور و سؤال قبر، ابدان مثالیه در نزول وجود باشند، چون معذّب یا منعّم خارجى و بطور کلى علل اتفاقیه بعد از موت وجود خارجى ندارند و باید ملاک عقوبت و تنعم در نفوس انسانى به اعتبار ملکات حاصل از اعمال و افعال و تجسم ناشى از نیات و افعال و اعمال، در صمیم نفوس، وجود داشته باشد. وجود مفاض، از مبدأ غیب که صورت اسم رحمان است بر همه نفوس اخروى، متجلى و مفاض است و به اعتبار استعدادات حاصل در نفوس، همین وجود واحد و همین نور ساطع از مشرق وجود منبسط، نسبت به برخى، عذاب و نسبت به بعضى، نعمت‏ و لذت است. و زمینه تجلى حق به اسم رحیم از همین استعدادات متحقق مى‏شود.

شرح بر زاد المسافر / 516 / نقل و تحقیق ..... ص : 512

جمعى که نهایت سیر آنان مرتبه صفات و اسما است و با آن که جامع رحمتین و فایز حسنین و بالأخره بین دو نعمت‏ خاص اهل کمال، جمع کرده‏اند، به مقام جنت ذات واصل نشده‏اند و در جنت صفات، متوقف گردیده‏اند و باده، از جام تجلّى صفاتى نوشیده‏اند. نتیجه تخلیص اسم «رحیم» در آنان نیل به لذایذ و حظوظ صورى و معنوى است بدون مشوب بودن این دو نعمت‏ به آلام روحانى و جسمانى، این مقام به انبیاى اولو العزم و صاحبان شریعت و کتاب و وارثان خاص آنان اختصاص دارد.

تفسیر القرآن الکریم / ج‏3 / 178 / فصل قوله تعالى: اذکروا نعمتی التی أنعمت علیکم ..... ص : 174

هذه الأسباب الخارجة عن النفس، و بین الحاصلة لها کالتوفیق و الهدایة. 64 فجمیع نعم اللّه التی هی دون الخیر الحقیقی، و الشرف الذاتی و هو المعرفة باللّه و أفعاله من ملائکته و کتبه و رسله و معرفة النفس و مواطنها و غایاتها- المعبّر عنهما بالایمان باللّه و الیوم الآخر، کما مرّت إلیه الإشارة- منحصرة مع عدم تناهیها و عدم إمکان العدّ و الإحصاء فیها- کما قال: وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ‏ اللَّهِ لا تُحْصُوها [14- 34]- فی أربعة 65 أنواع:

تفسیر القرآن الکریم / ج‏3 / 188 / هدایة[لما ذا ینسب الخیر إلیه تعالى و الشر إلینا؟] ..... ص : 184

إلى قوله: ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ‏ [6/ 62- 63] و قوله: وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ [فِی الْأَرْضِ‏] وَ جَعَلْنا لَکُمْ فِیها مَعایِشَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ‏ [7/ 10] و قوله: ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها [8/ 53] و هذا صریح و قوله: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ‏ اللَّهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ [14/ 28] إلى غیر ذلک من دلائل النعمة العامّة، و شواهد الرحمة الواسعة التی وسعت کلّ شی‏ء من غیر اختصاص بأهل الایمان.

تفسیر القرآن الکریم / ج‏4 / 308 / المنظر الثانی فی بیان أن منشأ الخلود فی النار هو الکفر لا غیر خلافا للمعتزلة القائلین بأن صاحب الکبیرة یخلد فی النار ..... ص : 307

الشر بکفره و غلطه و تغلیطه و وسوسته، فإن «الوهم» ما لم یتروّج الباطل فی صورة الحق لم ینبض عرق الجاهلیّة و القباحة فی شی‏ء من القوى، فهو أول من قرع باب الکفر و الإنکار و الجحود و العناد و الاستکبار، ثم عمل بوفقه القوى العمّالة التی هی من توابعها، کما قال اللّه تعالى: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ‏ اللَّهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ* جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ [14/ 29].

تفسیر القرآن الکریم / ج‏7 / 281 / الإشراق الثانی‏[ایمان الأکثرین عادة و تقلید] ..... ص : 279

یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ‏ [36/ 30] و قوله تعالى: یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ‏ اللَّهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها وَ أَکْثَرُهُمُ الْکافِرُونَ‏ [16/ 83] و قوله تعالى: وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ‏ [12/ 105].

عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 60 / فصل‏[3] چه کسى نظر در حقائق اشیاء تواند کرد و صوفى و حکیم کیست؟ ..... ص : 60

دوستا! دانسته باش که چون خداوند آسمانها و زمین و ستارگان و خلایق را آفرید و افلاک را به چرخش افکنده نظام بخشید، کمال نعمت‏ و تمامیّت احسان او مقتضى گشت تا گروهى از بندگان را برگزیند و آنان را پاکیزه نموده، قربشان بخشد؛ با آنان مناجات کند و نهفته‏هاى علم و اسرار غیب خود را بر آنان آشکار سازد. آنگاه آنان را بسوى بندگان خود فرستاد تا مردمان را بسوى او خوانند و از اسرار نهفته‏شان آگاه گردانند، مگر از خواب نادانى بیدار شوند و چرت غفلت از سرشان بپرد و به زندگى عالمانه جان گیرند و چون نیک‏بختان بزیند و در خانه‏ى جاودان به کمال وجود رسند.

عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 90 / فصل‏[7][غرض از خلقت‏] ..... ص : 88

و از موجودى که در قضاى سابق «رضا» برو حمل شده کارى سرمى‏زند که حکمت به‏وسیله‏ى آن به نهایت هدف خود مى‏رسد، براى نشان دادن آن کلمه‏ى «شکر» را عاریت مى‏کنیم، این خود نعمت‏ ثنا را که زیادتى در قبول و رضاست بدنبال مى‏آورد، و ایجاد و وجود بدین‏وسیله کامل مى‏گردد، و دائره‏ى فیض وجود اینجا بهم مى‏رسد.

عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 101 / راهنمائى ..... ص : 100

پس لازم است کسى که مى‏خواهد نوشابه‏ى محبتش از تیرگى‏ها پاک باشد و نیتش خالص گردد، از پى‏جوئى معارف یقینى روى نگرداند وگرنه از درآمیختگى اطاعت نفس و خدمت هوا و شرک خفى خالى نتواند بود؛ و کسى که حبّ غیر خدا را با حب خدا درآمیزد، تنعم او در آخرت به اندازه‏ى حبش به خدا خواهد بود؛ چرا که نوشابه‏ى او را با مقدارى از نوشابه‏ى مقربین بیامیزند، آن‏سان که خداوند در حق نیکان (ابرار) فرماید: «ابرار در میان نعمتهایند»، پس از آن فرماید: «سیراب گردند از نوشابه‏ى ناب سر به مهر* مهر آن مشک است، و درین (و براى بدست آوردن این نعمت‏ شایسته است تا) کوشندگان نهایت کوشش را بجاى آرند* و آمیزه‏ى آن از تسنیم است، چشمه‏اى که مقربین بدان نوشند».

عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 152 / فصل‏[2] سفارشاتى نبوى درباره‏ى زهد از دنیا و اهل آن ..... ص : 150

پس پیرو را مى‏باید از پیامبر خود پیروى کند و دنباله‏رو او باشد و به راه او رود وگرنه از هلاکت در امان نخواهد بود. که هرآینه خداوند محمد- صلى الله علیه و آله- را نشانه‏ى قیامت و مژده‏دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت قرار داده است. با شکم خالى از دنیا بیرون شد و به سلامت وارد آخرت گشت. تا هنگام رفتنش سنگى به روى سنگ نگذاشت. چه نعمت‏ بزرگى بر ما که خداوند چنین پیشوائى ارزانى داشته تا پیرو او باشیم. و رهروى تا پا بر جاى پاى او نهیم.

هستى شناسى در مکتب صدرالمتألهین / متن / 1 / فلسفه اسلامى بزرگترین گنجینه معنوى ..... ص : 1

______________________________
(1). به کتاب: «فلاسفة الشیعة حیاتهم و آراؤهم» نگارش دانشمند بزرگ لبنانى شیخ عبد اللّه نعمت‏ مراجعه شود. با کمال تقدیر از زحمات توانفرساى این نویسنده باید یادآورى شود که شرح حال قسمت قابل توجهى از فلاسفه شیعه که در این چهار قرن اخیر در ایران مى‏زیستند، در این کتاب نیامده است و دورى مؤلّف از محیط ایران و مدون نبودن حیات این گروه از دانشمندان سبب شده است که به حالات و تألیفات آنان دسترسى پیدا نکند، به امید روزى که یکى از پژوهشگران، این اثر ارزنده را تکمیل کند.

شرح رسالة المشاعر / 19 / حکما و مدرسان فلسفه معاصر شارح در اصفهان

آقا سید یوسف در اواخر عمرش از نعمت‏ باصره محروم شد و به این سبب او را سید یوسف أعمى مى‏گفتند؛ دیگر آقا على اصغر همدانى و میرزا مهدى رشتى و حاج میرزا جعفر بن محمد حسین اصفهانى و میرزا محمد حسن چینى که از حیث مقام و مرتبت علمى با میرزا حسن نورى در یک درجه محسوب مى‏شد، اما در حسن بیان و تقریر مطالب او را بر نورى ترجیح مى‏دادند.

شرح رسالة المشاعر / 85 / اساتید و مروجان فلسفه از زمان میرداماد و میر فندرسکى تا عصر حاضر و کیفیت سیر فلسفه اسلامى بعد از ملا صدرا ..... ص : 71

ملا آقا قزوینى در علمیت و تبحر در فلسفه آخوند، بزرگترین شاگرد آخوند نورى ملّا على اصفهانى است، ولى به حکمت بحثى طریقه ملا صدرا بیشتر تمایل داشته است. حقیر، تقریرات درس او را در حواشى اسفار خطى دیده است. ملا آقا در قزوین ساکن بود، در اواخر عمر از نعمت‏ باصره محروم شد. در هوش و استعداد و جربزه و دقت نظر چیزهاى محیر العقول از او نقل شده است. مرحوم آقا میرزا رفیعاى قزوینى جد استاد علامه آقاى حاج سید ابو الحسن قزوینى استاد نگارنده از تلامیذ ملا اسماعیل و هم دوره آقا میرزا آقاى قزوینى بوده است.

شرح رسالة المشاعر / 113 / بیان موضوع له اسم الله. ..... ص : 111

شکر نعمت‏، نعمتت افزون کند

 

کفر نعمت‏، از کفت بیرون کند

     

 

شرح رسالة المشاعر / 266 / «المشعر الخامس: فی کیفیة اتصاف الماهیة بالوجود ..... ص : 256

آنچه از نعمت‏ جلال آمد و از وصف جمال‏

 

همه در روى نکوى تو مصوَّر بینم‏

     

 

 

مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 19 / 1 - شرح احوال و آثار سید احمد اردکانى ..... ص : 13
مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 83 / کتابت ملا صدرا که به میر محمد باقر نوشته ..... ص : 77
مرآت الاکوان تحریر شرح هدایه ملا صدرا / 91 / خطبه
أسرار الآیات و أنوار البینات / النص / 11 / (3) قاعدة فی الإشارة إلى أن هذا المنهج أعنی: منهج التوحید ..... ص : 10
الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة / ج‏7 / 53 / و منها النعمة ..... ص : 53
المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الکمالیة / النص / 70 / استبصار عقلی ..... ص : 68
المظاهر الإلهیة فی أسرار العلوم الکمالیة / النص / 169 / فهرست اشعار ..... ص : 169
سه رسائل فلسفى / 63 / فهرست آثار آخوند ملا صدراى شیرازى ..... ص : 53
شرح بر زاد المسافر / 35 / بیان اختلاف مسالک در این مسأله و تحقیق در معاد جسمانى‏[1] ..... ص : 29
شرح بر زاد المسافر / 342 / نقل و تزییف ..... ص : 334
شرح بر زاد المسافر / 408 / نقل و تزییف ادله اتباع مشائیه اسلام در نفى عالم مثال و برزخ ..... ص : 405
شرح بر زاد المسافر / 516 / نقل و تحقیق ..... ص : 512
تفسیر القرآن الکریم / ج‏3 / 178 / فصل قوله تعالى: اذکروا نعمتی التی أنعمت علیکم ..... ص : 174
تفسیر القرآن الکریم / ج‏3 / 188 / هدایة[لما ذا ینسب الخیر إلیه تعالى و الشر إلینا؟] ..... ص : 184
تفسیر القرآن الکریم / ج‏4 / 308 / المنظر الثانی فی بیان أن منشأ الخلود فی النار هو الکفر لا غیر خلافا للمعتزلة القائلین بأن صاحب الکبیرة یخلد فی النار ..... ص : 307
تفسیر القرآن الکریم / ج‏7 / 281 / الإشراق الثانی‏[ایمان الأکثرین عادة و تقلید] ..... ص : 279
عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 60 / فصل‏[3] چه کسى نظر در حقائق اشیاء تواند کرد و صوفى و حکیم کیست؟ ..... ص : 60
عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 90 / فصل‏[7][غرض از خلقت‏] ..... ص : 88
عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 101 / راهنمائى ..... ص : 100
عرفان و عارف نمایان ترجمه کتاب کسر أصنام الجاهلیة / 152 / فصل‏[2] سفارشاتى نبوى درباره‏ى زهد از دنیا و اهل آن ..... ص : 150
هستى شناسى در مکتب صدرالمتألهین / متن / 1 / فلسفه اسلامى بزرگترین گنجینه معنوى ..... ص : 1
شرح رسالة المشاعر / 19 / حکما و مدرسان فلسفه معاصر شارح در اصفهان
شرح رسالة المشاعر / 85 / اساتید و مروجان فلسفه از زمان میرداماد و میر فندرسکى تا عصر حاضر و کیفیت سیر فلسفه اسلامى بعد از ملا صدرا ..... ص : 71
شرح رسالة المشاعر / 113 / بیان موضوع له اسم الله. ..... ص : 111
شرح رسالة المشاعر / 266 / «المشعر الخامس: فی کیفیة اتصاف الماهیة بالوجود ..... ص : 256

 

/ 0 نظر / 39 بازدید