حضرت امام حسین(ع)

 

زندگانى على بن الحسین علیهما السلام

 

سلام بر مولایمان

 

حسین ابن علی (ع)

 

 

 

 

/ 3 / مقدمه
ما بچه مکتبى‏ها سى تا پنجاه تن- از پنج‏ساله تا هیجده‏ساله- زیر سقفى هشت ذرع در سه تا چهار ذرع جمع مى‏شدیم و درس مى‏خواندیم، یا بهتر بگویم روز مى‏گذراندیم. ضمن خواندن سوره‏هائى از قرآن و کتابهائى از قبیل عاق والدین، گرگ و روباه، سنگ‏تراش، مکتب رفتن امام حسن و امام حسین، داستان طال لعین، جنگ على علیه السلام با جنیان در بئر العلم، اصول دین و مذهب را هم تعلیم مى‏گرفتیم. امامان خود را هم بایست مى‏شناختیم. اما این درسها را چگونه و در چه حدى فرا میگرفتیم؟ داستانى است جالب که اگر فرصتى یافتم و نوشتم بخواندن آن مى‏ارزد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 4 / مقدمه
- امام حسین (ع)
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 8 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
پدرش، امام حسین بن على بن ابى طالب (ع)، دخترزاده پیغمبر اسلام (ص). سومین امام
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 11 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
از میان این چهارده نام که نوشته شد، شهربانو از همه مشهورتر است. شهرت شهربانو تا بدان جاست که مزارى هم بنام بى‏بى شهربانو در نزدیکى شهر رى در دل کوه براى او و بنام او برپاست. برپادارندگان و زیارت کنندگان این مزار گویند این بانو پس از حادثه کربلا و شهادت امام حسین بر اسب او ذو الجناح نشست و یکسره بایران تاخت. در نزدیکى رى، بدین کوه رسید و دشمن در پى او بود. شهربانو خواست بگوید اى (هو) مرا بگیر! گفت اى کوه مرا بگیر! کوه شکافته شد و او در دل کوه رفت.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 11 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
 (12). تاریخ یعقوبى ج 1 ص 219 یعقوبى نویسنده حسین (ع) نام او را به غزاله تغییر داد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 12 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
حال که چنین است باید دید برابر این اسناد دختر یزدگرد- آخرین پادشاه ایران پیش از اسلام- چگونه از ایران به حجاز و به مدینه رفته و زناشویى او با سید الشهدا حسین بن على (ع) چسان بوده است؟ و اسنادى که این داستان در آنها آمده، قابل اعتماد است یا نه. و اگر محدثى ثقه آن را نوشته است نوشته او را دربست باید پذیرفت؟ و یا باید شیوه پژوهندگان عصر را در نقد علمى داستانها رعایت کرد؟ و یقین است که صورت دوم مورد قبول همگان خواهد بود. زیرا آنچه در آن بحث میشود، حادثه‏اى تاریخى است، نه حکمى الزام‏آور.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 13 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
عمر دختر را آزاد گذاشت. او بیامد و دست خود را بر سر حسین (ع) نهاد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 13 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
سپس به حسین گفت یا أبا عبد اللّه او بهترین روى زمین را براى تو خواهد زاد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 14 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
دختران پادشاهان را هر چند هم که کافر باشند نمیتوان فروخت. او را باختیار خود بگذار تا یکى را انتخاب کند. عمر چنین کرد و دختر نزد حسین بن على (ع) رفت و دست خود را بر دوش او نهاد و این گفتگو (البته بفارسى درى) میان آنان روى داد:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 16 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
طوسى، و مفید و شیخ انصارى و دیگران بالاتر دانست؟ آن روایت که از احمد بن اسحاق اشعرى قمى نقل شده و امام عسکرى (ع) بر او خرده گرفته که چرا به حسین بن حسن بى‏حرمتى کرده است در مورد وظیفه غیر هاشمیان برابر هاشمیان است، و معنى آن این نیست که چون حسین از نژاد هاشم است هر چه بکند نزد خدا عزیز است و پروردگار از او مؤاخذت نخواهد کرد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 17 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
گروهى از عوام و دسته‏اى از حسینیان بدین نسبت فخر کرده‏اند که حسینیان نبوّت و پادشاهى را در خود جمع کرده‏اند. این سخنى بى‏اساس است. نیز فاطمه دختر حسین بن على (ع) مادر فرزندان حسن مثنّى فرزند امام حسن است و چنانکه میگویند مادر او مادر على بن الحسین است پس اگر ولادت از کسرى فضیلتى بود بنى حسن نیز از چنین فضیلت برخوردارند. نیز حسن بن على (ع) بر برادر خود امام و طاعت او بر حسین واجب بود. و این فضیلتى است که فرزندان امام حسن میتوانند به رخ حسینیان بکشند.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 19 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
- هنگامى که عبد الله بن عامر بن کریز خراسان را گشود، بر دو دختر یزدگرد دست یافت و آن دو را نزد عثمان بن عفان فرستاد. عثمان یکى از دو دختر را به حسین (ع) و دیگرى را به حسن (ع) بخشید و این دو زن بهنگام وضع حمل درگذشتند، و پرستارى على بن حسین را یکى از کنیزان پدرش بعهده گرفت. اما على بن حسین (ع) او را مادر خود میدانست. چون بر وى معلوم شد که مادر او نیست و کنیز اوست وى را شوهر داد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 19 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
مردم پنداشتند على بن حسین مادر خود را شوهر داده است. سهل بن قاسم گوید هیچ‏کس از خاندان ابى طالب نماند جز اینکه این حدیث را از زبان من نوشت
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 20 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
در خلافت عمر سه دختر یزدگرد را باسیرى نزد او آوردند. عمر خواست آنان را بفروشد على (ع) فرمود دختران پادشاهان را نمى‏فروشند سپس خود بهاى آنان را پرداخت؟ و میان حسین بن على و محمد بن ابى بکر و عبد الله بن عمر قسمت کرد و آن سه تن از این سه دختر متولد شدند از آنچه درباره یزدگرد و حضور نداشتن خاندان او در میدان‏هاى نبرد و ناممکن بودن اسیرى دختر یزدگرد در عهد عمر نوشتیم، بى‏اساس بودن این گفتار نیز روشن میشود و بطلان آن نیازى به توضیح بیشتر ندارد. اما در ارشاد روایتى بدین مضمون مى‏بینیم على (ع) حریث بن جابر حنفى را به حکومت قسمتى از شرق فرستاد. حریث از آن سرزمین دو دختر یزدگرد را باسیرى گرفت و نزد على (ع) روانه ساخت. على (ع) یکى را که شاه زنان نام داشت به حسین داد و زین العابدین از او متولد شد. و دیگرى را به محمد بن ابى بکر داد و قاسم از او متولد گردید با این
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 23 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
همین‏که روایات شهربانو و زناشوئى او با حسین بن على (ع) شهرت یافته است دوست داران دو شخصیت برجسته تیم و عدىّ نخواسته‏اند تنها بنى هاشم از افتخار زناشوئى با خاندان شهریاران ایران برخوردار باشند، ناچار دخترى از یزدگرد را به پسر أبو بکر و دختر دیگرى از او را به پسر عمر بخشیده‏اند. چون حکومت به امویان رسیده است هواداران این تیره بر خود هموار نکرده‏اند که فرزندان امیّه از این موهبت الهى بى‏نصیب بمانند، بدین جهت دختر دیگرى براى یزدگرد ساخته و او را بخانه خلیفه‏زاده اموى فرستاده‏اند!
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 24 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
این سند نامه‏اى است که ابو جعفر منصور دوانیقى در پاسخ محمد بن عبد اللّه بن حسن نفس زکیه نوشته است. محمد که خود را مهدى امت مى‏خوانده و دعوى امامت و خلافت داشته است نامه‏اى به منصور مى‏نویسد و فضیلت خاندان خود را بر مى‏شمارد و سرانجام منصور را باطاعت خود مى‏خواند. منصور در پاسخ او نامه‏اى طولانى و تهدیدآمیز نوشته و در ضمن آن میگوید: «پس از مرگ رسول خدا فاضل‏تر از على بن حسین در خاندان شما نزایید و مادر او ام ولد بود نوشتن ام ولد تحقیرى است که منصور به محمد بن عبد اللّه روا میدارد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 25 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
باز هیچ بعید نیست که در فتح‏هاى خراسان و شرق ایران زنانى اسیر شده باشند. و دور نیست که یکى از این کنیزان بعادت مألوف خود را بزرگ‏زاده یا شاهزاده خوانده باشد، و دور نیست که امام حسین بن على علیه السلام یکى از این دختران را بزنى گرفته و امام على بن الحسین از او متولد شده باشد. اما اگر چنین حادثه‏اى رخ داده باشد، در خلافت عثمان بن عفان بوده است نه در خلافت عمر بن الخطاب، و آن زن بزرگ‏زاده‏اى ایرانى بوده است نه دختر یزدگرد پادشاه ایران. چه شمار دختران یزدگرد معلومست. و ظاهر عبارت مسعودى نشان میدهد که آنان سالها در مرو بسر برده‏اند و فرزندانى از آنان بجاى مانده است
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 26 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
میدانیم در داستانها و تعزیه‏ها میگویند، وى در کربلا حاضر بود و پس از شهادت حسین بن على علیه السلام بر اسب او که ذو الجناح نام داشت نشست و بایران آمد و درون همین کوه فرو رفت.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 26 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
در عصر ما افسانه‏پردازى، شهربانو را در سال شصتم هجرى از جانب امام حسین (ع) روانه ایران مى‏سازد تا سپاهى فراهم آورد و حکومت معاویه را براندازد و این افسانه از مجله‏هاى فکاهى به کتاب و مجله‏هاى علمى منتقل شده و دور نیست که در آینده یکى از سندهاى پژوهندگان بحساب آید.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 26 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
بارى اگر از این افسانه بگذریم و به بررسى در کتاب‏هاى نسبتا معتبر بپردازیم به مطلبى روشن‏تر مى‏رسیم: ابن سعد نویسد: پس از شهادت حسین (ع) زیید مولاى آن حضرت، مادر على بن الحسین را بزنى گرفت و از او عبد الله بن زیید متولد شد و عبد الله برادر مادرى على بن الحسین است.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 26 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
و شگفت است که در صدر این روایت که سند آن به سهل بن قاسم نوشجانى میرسد، دو دختر یزدگرد باسیرى عبد الله بن عامر بن کریز در مى‏آیند و عبد الله آن دو را نزد عثمان مى‏فرستد و عثمان یکى از دو دختر را به حسن (ع) و دیگرى را به حسین (ع) مى‏بخشد، هر دو دختر بهنگام اولین وضع حمل مى‏میرند. تصور گروهى دیگر آنست که شهربانو، پس از حادثه روز دهم محرم خود را در آب انداخت و غرق شد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 27 / توضیحى در باب لقب‏هاى امام على بن الحسین(ع). نامهایى که براى مادر امام نوشته‏اند
تواریخ (؟) خود را بعد از قتل حسین در آب غرق نمود حالى که در کتابهاى اخبار و تاریخ مورد اعتماد چنین چیزى دیده نشد، و اصولا چنین حادثه‏اى بعید بلکه نادرست مینماید.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 31 / تولد امام(ع)
هجرت بوده است، جمله «اقام مع جدّه» و یا «بقى مع جدّه» درست نمى‏نماید و اگر مقصود از جمله را مطلق زیستن و هم عصر بودن معنى کنیم، چنانکه خواهیم نوشت با جمله «و کان مولده بالمدینه» سازوار نیست. بى‏گمان امام حسین بن على (ع) سال‏هاى سى و هفتم تا چهلم هجرى را در کوفه بسر برده است. طبرى در حوادث سال سى و هفتم در وصف یکى از نبردهاى صفین از گفته ابو مخنف و او باسناد خود از زید بن وهب چنین نویسد:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 31 / تولد امام(ع)
على به همراه فرزندان خود به میسره لشکر رفت، و من میدیدم که تیرها از میان گردن و شانه او میگذشت و هر یک از فرزندان وى خود را سپر او کرده بود ... در این گیرودار احمر که مولاى ابو سفیان یا مولاى عثمان و یا یکى از بنى امیّه بود، او را دید و گفت سوگند به پروردگار کعبه، خدا مرا بکشد اگر ترا نکشم یا تو مرا بکشى، کیسان مولاى على برابر او رفت و او کیسان را کشت. على که مراقب او بود دست در گریبان زره او افکند و او را کشید، سپس وى را بر گردن خود انداخت. و گویا مى‏بینم که چسان دو پاى او بر گردن على آویزان بود. آنگاه او را بر زمین افکند، چنانکه شانه و دو بازوى او شکسته شد. در این وقت دو پسران على (حسین و محمد) بر او حمله بردند ...
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 31 / تولد امام(ع)
فنظرت الى هذین (یعنى الحسن و الحسین) قد ابتدرانى و این اشارت نشانه آنست که هر دو فرزند او حسن و حسین در آن گفتگو حاضر بوده‏اند. و اما حاضر بودن حسین (ع) در کوفه بهنگام شهادت پدر بزرگوارش امرى است مسلم که در اسناد دیده میشود. حال چگونه میتوان پذیرفت که امام در کوفه بسر برد و زن او این مدت را در مدینه اقامت داشته باشد؟ شاید بخاطر همین استبعاد است که بعضى تولد آن حضرت را سال
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 32 / تولد امام(ع)
عبید الله چون به على بن حسین نگریست یکى از سپاهیان را گفت: ببین این پسر بالغ شده است؟ او گفت آرى! پسر زیاد گفت گردن او را بزنید! على بن الحسین گفت اگر میان تو و این زنان خویشاوندى است پس مردى امین را با آنان بفرست! پسر زیاد (چنانکه گوئى شرم زده شده است) گفت تو همراه آنان خواهى بود! و نیز نویسد آنکه ابن زیاد بدو چنین دستورى داد مرّى بن معاذ احمرى بود
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 32 / تولد امام(ع)
من (در روز عاشورا) نزد على بن حسین الاصغر رفتم او بیمار و بر بستر افتاده بود.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 32 / تولد امام(ع)
در این هنگام شمر با گروه خود نزدیک شد. او را گفتند این را بکشیم؟ (على بن حسین را) من گفتم سبحان اللّه آیا شما کودکان را هم مى‏کشید؟ این کودک است! سپس هر کس بدو نزدیک شد همین را گفتم تا عمر سعد رسید. و گفت کسى به خیمه زنان نرود و این کودک بیمار را هم آزار نرساند
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 33 / تولد امام(ع)
چون کسان حسین را نزد ابن زیاد آوردند به على بن حسین نگریست و گفت بنگرید او به سن بلوغ رسیده است؟ گفتند آرى! گفت گردن او را بزنید! ...
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 33 / تولد امام(ع)
از یاران حسین و فرزندان و برادرزادگان او کسى رهائى نیافت، جز پسر او على اصغر که نزدیک بلوغ بود و جز عمر که چهار سال داشت و مؤلف عقد الفرید نویسد:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 33 / تولد امام(ع)
محمد بن حسین بن على بن ابى طالب گفت ما دوازده کودک بودیم که بر یزید در آمدیم و بزرگتر ما على بن حسین بود. و مؤلف فرق الشیعة که خود از بزرگان علماى شیعه است و کتاب خود را در پایان سده سوم هجرى نوشته چنین آرد:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 33 / تولد امام(ع)
چون حسین بن على به سوى کوفه رهسپار شد راز امامت و کتابهاى خود و افزار جنگ و چیزهاى دیگر را به ام سلمه زن پیغمبر (ص) سپرد و بوى سفارش کرد که چون بمدینه بازگردد آنها را به على بن حسین (ع) که در آن هنگام خردسال بود واگذارد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 33 / تولد امام(ع)
این کودکى است و بیمارى او را از پا خواهد درآورد و چندان گفتم تا آنان را از کشتن او بازداشتم و خوارزمى متوفاى 568 در وصف درآمدن اهل بیت به مجلس عبید الله چنین نویسد: پسر زیاد رو به على بن حسین کرد و او را گفت:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 46 / وضع ایالت‏هاى مسلمان‏نشین در دوران نوجوانى امام(ع)
یزید که هنگام مرگ پدرش در حوّارین بسر مى‏برد، با کوشش ضحاک بن قیس داروغه شام بدمشق آمد و خود را خلیفه مسلمانان خواند. او با شتابزدگى مى‏خواست خاطر خویش را از جانب کسانى که بیم مخالفت آنان را داشت آسوده کند. بدین جهت در همان روزهاى نخست بحاکم مدینه نامه‏اى نوشت و او را موظف ساخت تا از حسین بن على، عبد الله پسر زبیر و عبد الله پسر عمر بیعت بگیرد. از آغاز روشن بود که حسین (ع) بیعت او را نخواهد پذیرفت. پسر زبیر خود دعوى خلافت داشت اما مردم چندان بدو توجهى نمیکردند. عبد الله پسر عمر کسى بحساب نمى‏آمد، و بیعت کردن و یا نکردن وى به زمامدار تازه سودى و یا زیانى نمى‏رساند. تنها شخصیتى که یزید از او مى‏ترسید و مى‏خواست هر چه زودتر تکلیف خود را با وى روشن کند حسین بن على علیه السلام بود. از آن سو عراق که- چنانکه نوشتیم- سالها در پى
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 47 / وضع ایالت‏هاى مسلمان‏نشین در دوران نوجوانى امام(ع)
باید از پسر دختر پیغمبر خواست تا رهبرى را بعهده بگیرد. با این حسن انتخاب، مسلمانان دین‏دار نور امیدى در دل خویش یافتند. چه مى‏دانستند تنها کسى که میتواند بدعت‏هاى چندین‏ساله را بزداید و سنت رسول (ص) را از نو زنده سازد حسین بن على (ع) است.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 47 / وضع ایالت‏هاى مسلمان‏نشین در دوران نوجوانى امام(ع)
حسین (ع) گذشته از بزرگى نسب و شرف خاندان، در جلالت قدر، کرامت نفس و پرهیزگارى، همانند ندارد. او آماده ایستادن برابر ستمکارانست و بخاطر همین آمادگى است که بیعت یزید را نپذیرفته است.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 47 / وضع ایالت‏هاى مسلمان‏نشین در دوران نوجوانى امام(ع)
بزودى دسته‏بندى‏ها و مجلس‏سازى‏ها در کوفه آغاز شد. و نتیجه آن کوشش‏ها خواندن پسر دختر پیغمبر از حجاز به عراق و آماده نمودن مردم کوفه براى پیکار با شام بود چنانکه میدانیم حسین (ع) پیش از آنکه روانه عراق شود، پسر عموى خویش مسلم پسر عقیل را به کوفه روانه ساخت، و پاسخ نامه‏هاى مردم را با او فرستاد.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 47 / وضع ایالت‏هاى مسلمان‏نشین در دوران نوجوانى امام(ع)
یزید به صلاحدید مشاور رومى خود سرجون، عبید الله پسر زیاد را به کوفه فرستاد، با رسیدن عبید الله بدین شهر، مردم در مدتى کوتاه مسلم را رها کردند و دست پسر زیاد را در کشتن او و مهماندار وى هانى پسر عروه گشودند. از سوى دیگر حسین بن على (ع) با خویشان و تنى چند از دوستداران خود روانه عراق گشت. و در این سفر شخصیتى که مورد بحث ماست- امام على بن الحسین علیه السلام- همراه پدر بود.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 49 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
 (3). موضعى است میان حنین و انصاب حرم بر جانب چپ آنکه از مشاش به مکه آید و در این منزل بود که فرزدق حسین (ع) را دید چنانکه گوید:
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 52 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
 (2). اى جد. (از گفته زینب (ع) خطاب به رسول خدا (ص) این فرزند حسین است، بیمار و در غل و زنجیر دست بر گردن بسته
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 55 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
زیرا پسر سعد و سپاهیان او با خاندان امام حسین (ع) کارى کردند که حکم اسلام درباره کافر حربى مقرر داشته است!: «کسانى را که بحد بلوغ رسیده‏اند باید کشت و زنان و کودکان آنان را اسیر باید کرد». آنان بهنگام حرکت از کربلا اسیران را دست و گردن بسته کوچ دادند و سربازان را بر آنان گماردند. مبادا کسى بگریزد، و همچنان آنان را به کاخ پسر زیاد بردند.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 56 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
مردم! آنکه مرا مى‏شناسد، مى‏شناسد. آنکه نمى‏شناسد خود را بدو مى‏شناسانم. من على فرزند حسین فرزند على بن ابى طالبم. من پسر آنم که حرمتش را در هم شکستند و نعمت و مال او را بغارت بردند ... کسان او را اسیر کردند. من پسر آنم که در کنار نهر فراتش سر بریدند، حالى که نه بکسى ستم کرده و نه با کسى مکرى بکار برده بود. من پسر آنم که او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگست.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 57 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
         و لا غرو فى قتل الحسین فشیخه             لقد کان خیرا من حسین و أکرما

زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 57 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
__________________________________________________
 (1). اگر حسین کشته شد شگفت نیست چه پدرش از او بهتر و گرامى‏تر بود.
زندگانى على بن الحسین علیهما السلام / 58 / امام على بن الحسین(ع) همراه کاروان
بارى چنانکه بارها در تحلیل روحیه مرد

/ 0 نظر / 16 بازدید