دربیانِ واژه ی تَنِش و دلیلِ وجودِ تَنَش در انسان

به نام حق تعالی

 

که عقل و بینش را در بشر

 

به جهتِ روشنگری آفرید.

 

اگر چه تکانه های روحی

در بشر زیانبارند ولی ؛تَنِش

 

به معنی تکاپوی بشری

 

به سمتِ

 

مطلوب و بهینه سازیِ تعقّل

 

لازمه یِ پیشرفت و تکاملِ عقلی است

 

 

تَنِش چیست؟

 

: یعنی تلاشی که

 

فرد لازم دارد تا از همسازی

 

وضعیت کنونی، به کمال (وضعیت مطلوب) برسد

 

تعادل حیاتی هم یعنی این که همسازی و کمال فرد بر هم منطبق باشد. یعنی وضعیت فعلی فرد، وضعیت مطلوب او باشد. در این صورت دیگر نیاز نیست فرد تلاشی کند یا تَنِشی داشته باشد. لذا فرد رشد و شکوفایی و پویایی هم ندارد. چنین شخصی نیاز ندارد به سوی شدن گام بردارد، چون دقیقا همان جایی قرار دارد که می خواهد
رکود، بی حرکتی، یکنواختی و سکون در چنین وضعی فرد را آزار می دهد و سرگشته

می شود
به این ترتیب مشاهده می گردد ، که بهداشت روانی مستلزم اندازه ای از «تنش» است. تنش بین آنچه که بدان دست یافته، و آنچه که باید بدان تحقق بخشد. تلاش در پر کردن شکاف آنچه که هست و آنچه که باید باشد. این «تنش» لازمه ی زندگی انسان است. پس نباید از دست و پنجه نرم کردن انسان در یافتن معنی بالقوه زندگی خود نگران باشیم.

آنچه بشر نیاز دارد «تعادل حیاتی» نیست، بلکه چیزی است که پویایی اندیشه ای نام گرفته است. نیروی محرکه ی روحانی میان میدانی از «تنش» که در یک قطب آن معنی ، و در قطب دیگر فردی که باید بدان معنی تحقق بخشد وجود دارد. فکر نکنید که این حقیقت تنها در موارد عادی صادق است و بس، بلکه در مورد بیماران عصبی حتی بیشتر صدق می کند. اگر معماری بخواهد سقف فرسوده ای را تعمیر کند ، باری بر آن می افزاید که این امر موجب بهتر چسبیدن و اتصال بهتر اجزای این بنا می گردد. از این رو وقتی که درمانگر قصد یاری و پرورش بیمار خود را دارد نباید از این وحشت داشته باشد که در راه آشنا کردن او با معنی زندگی، باری بیشتر بر دوش او می گذارد.( 1 - فرانکل، 1384)

============
منبع:
1–
فرانکل، ویکتور امیل، ترجمه نهضت صالحیان و مهین میلانی( 1384). ‌ ‌انسان در جستجوی معنا. تهران: انتشارات درسا

 

 

 

/ 0 نظر / 16 بازدید