آسمانیترین یارها/ مجاهده ی پدر/تودر قلبم جاودانه ای/ روز پدر مبارکباد

این روزها چقدر سخت است دوریت
اشک معجزه میکند بر احساس
ودلم پر میکشد تا آستان تو
وباز میگریم
زنده ای عزیزم
جاویدی و جاودانه در قلبم
وآسمانی که شدی
به گورستان نگریستم که آیا سرشک فقدانت در زمین
به چشمان آسمانی ام لایق است
هنوز هم فاتحه ات میگویم
و تورا 
که با آن شکوه
 در آسمان خانه داری
واسخوانهایت را می بوسم و می بویم
اینجا آدرس همان کوچه باغی است که همیشه در خواب می دیدم
تو آینه ی رنجی و قداست
و واژه واژه هایت آنقدر مقدسند
که خود/ اجر جهاد
و تو نمی شود درقطعه ای از زمین توصیف کرد
دریای بیکران مهرت
طنین سخنت
ومن/وتو/ومادر/ وکوه/ودریا/ وطول این جاده
انحنای این بیایان
به بیابان که میگذریم تا مدرسه ی عشق
و الفبا که میگوییم تا پابوس
و هزاران فاتحه که میگوییم تا مقصد
انگار همه ی قداستت در تمام آسمان پراکنده اند
و انگار خورشید نامت در بیکرانه ترین آفاق میدرخشد
و انگار نام پدر 
و مرد
که مرد هماغوش دردست و رنج
وجبینش خیس شوق
و کولهاش آکنده از امید
ایستادی و برایم بهترین ها را آرزو کردی
امروز بهترین ها را برایت آرزو میکنم
تو را در آسمانها گم کردم
زمین خالی از تو شد
مرا ببخش 
مرا   که تو را با اشکهایم هر جمعه بدرقه میکنم 
پروازت ملکوتی
یادت آفاقی
تو را ندارم در زمین
تو را از دست نداده ام
در قلبم/ در یادم/ در عمق جانم/ جاودانه ای
پدرم روزت مبارکباد 
یادم نرود  امروز روز توست
/ 0 نظر / 8 بازدید