جایگاه های موسیقی مذهبی

نوحه‌گری و ستایشگری

 

 

هنری است که

 

 

 

از دل ادیان برآمده

 

 

 

و فلسفه مذاهب

 

 

آن را اعتلا بخشیده است

 

 

 

هنری که

 

 

 

 

 

از رهروی ویژه

سرچشمه می‌گیرد.

نوحه‌گری و ستایشگری هنری است که از دل ادیان برآمده و فلسفه مذاهب آن را اعتلا بخشیده است، هنری که از رهروی ویژه سرچشمه می‌گیرد، در این رهروی، ستایشگر، پس از گذشتن از خویشتن خویش و گذراندن مقامات ویژه، اجازه می‌یافت که گروه‌های مردم را به ستایش حق رهنمون شود، این مقامات در دسته‌های گوناگون تعریف می‌شدند مانند مقامات ۹گانه که عبارت بوده‌اند از: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل.
▪ مقامات چهارگانه، چونان:
۱) رویت غیوب افعال
۲) رعایت ظاهر و باطن خود از قصد مخالفت و میل به آن
۳) محاسبه پیوسته در افعال و احوال نفس خود
۴) مراقبت در جمیع حرکات و سکنات ظاهر و خطرات باطن حق را بر خود رقیب و مطلع دیدن.
پس از آنکه ستایشگر و نوحه‌گر بر این مسائل آشنا گردید، حال باید وارد مرحله دیگری می‌شد و‌آن شناخت شرایط بود مانند آنکه:
▪ عقاید حقه را بر اهل مجلس خود القا کند.
▪ عقاید را از اهل، فراگرفته باشد.
▪ قصد قربت در میان مطالب داشته باشد نه آنکه برای اشتهار یافتن، خودنمایی و ترجیح بر دیگران باشد.
▪ مدارا کند با مستمعین و غیرقابل تحمل نگوید.
▪ ملاحظه اهل مجلس نماید و آنها را در غیر اهم معطل نکند.
▪ کلام را خالی از تعقید و اشکال و ابهام ادا کند.
▪ افتتاح کلام بنام نامی حضرت ملک علام نماید.
▪ بسیار طول ندهد منبر را که ملال شنونده بیشتر است از گوینده.
▪ فصیح و واضح مطالب را ادا کند.
▪ میان خوف و رجا صحبت دارد و بشیر و نذیر باشد.
▪ تا ممکن شود نقل به معنی نکند.
▪ احوط بلکه متعین آن است که شرط اجرت ننماید.
▪ فنا نخواند، چه آن از اکبر کبائر است.
▪ دروغ وضع نکند و بترسد از آنکه فرمود: هرکس عمداً بر من دروغ بندد جای او در آتش است.
پس از مرحله شناخت شرایط، تدقیق در مسائل مختلف برای یک نوحه‌گر و ستایشگر باید سرلوحه کار قرار می‌گرفت و آن آشنایی با شناخت رموز جامعه بود، مانند شناخت رمز دوستی و دوست داشتن.
▪ یک ستایشگر باید پنج مرحله از رمز دوستی را به خوبی می‌دانست چونان:
ـ دوستی که از هوای نفس باشد، این دوستی مبدأ تمایل جنسی و زیباخویی است و اساس شهوترانی و بسیار مبتذل و بی‌اعتبار و خردمندان را بدان اعتنایی نیست و آن را به چیزی نشمرند.
- دوستی‌ای که از غریزه و احساس خیزد مانند دوستی نوع حیوان با وابستگان نسبی خود در حدود معین
ـ دوستی که از دل و روح برخیزد و بر دل و روح نشیند و شاید مقام عشق و پیوست‌های معنوی پابرجا از این قسم باشد.
ـ دوستی که از خرد و ایمان سرچشمه گیرد و این قسم دوستی بسیار ارجمند و بهره‌ور است. ۵- دوستی که از مقام نبوت خیزد و پیوست ولایت باشد.
▪ با این تبیین مقررات یک ستایشگر و نوحه‌گر باید بداند که برای چه می‌خواند؟
مهم‌ترین بحث در هنر نوحه‌گران و ستایشگران شاید همین «وحدت اثر» باشد چون وحدت بر سه قسم است؛
ـ اعتباری است: مانند آنکه همه آدم‌های یک محله با هم هستند ولی ارتباطی ندارند.
ـ صناعی است: مانند قانون، موتور، اتومبیل، ماشین در تعریف عام خود.
ـ طبیعی است: ارگانیک است.
آنچه که در هنر ستایشگران و نوحه‌گران نقش اصلی را ایفا می‌کند، پاسداری از وحدت طبیعی است، چرا که با هنر خود باید آن را تقویت کند و ترویج کند و این کار هر کسی نیست، چون باید تناسب شعر و نغمگی، درک موقعیت، حس و حال درونی شعر را با بهره از نظم فواصل نغمگی و ضرباهنگ، با حس و حال جمع پیوند بزند.
یعنی یک ارتباط ارگانیک بین این همه پدید بیاورد و این کار بدون شناخت، سخت است، چون حزن و شادی تبلور کمال هماهنگی انسان با طبیعت است، به عبارتی همان هارمونی است. موتزارت می‌گوید: ای کاش مردم می‌فهمیدند که هارمونی چه عظمتی دارد؟
کسی می‌تواند به حاکمیت گوش و نفوذ در ذهن آدم‌ها برسد که در این زمینه به طور کامل پخته شده باشد، این مهم است که یک ستایشگر و نوحه‌گر «به شهود» دست یافته باشد.
شهود چیست؟ عبارت است از معرفت و آگاهی دقیق و بی‌واسطه، در مقابل معرفت و آگاهی حاصل از تجزیه و استدلال، بازشناخت حقایقی که ریشه‌اش در ارواح آدمیان است، دریافت حقیقت میان نفس و روح سرگشته، همین‌جاست که باز نوع دیگری از ارتباط ارگانیک مطرح است، چشم دل، چشم جان و چشم سر. اینجاست که ستایشگر همواره باید از خود بپرسد: می‌خواهی شکوه و عظمت الهی را نشان بدهی یا...؟
این دریافت از وحدت طبیعی باید ملکه ذهن ستایشگر و نوحه‌گر قرار گیرد. ملکه چیست؟ معرفتی است که اگرچه نتیجه عمل به عقل و مغز انسان است ولی به‌واسطه تکرار و تداوم بسیار، چندان شهودی شده که انسان بدون تفکر و اندیشگی عقل انجام می‌دهد. باز در همین‌جاست که ستایشگران و نوحه‌گران باید بدانند که «دوستی» گونه‌ای ملکه شدن شهودی است و منطقه لغزش و خطا همین‌جاست، چون دوستی همان‌طور که پیش‌تر آمد و پیشینیان گفته‌اند و نوشته‌اند و تکرار کرده‌اند: درجات دارد.یکی دوست ظاهر می‌شود، یکی دوست باطن می‌شود.
در گذشته‌ای نه‌چندان دور که بحث تدریس سینه به سینه مهم بود، استاد در حقیقت شیوه زیستن و راه و رفتار و باطن شاگرد را تصحیح و بعد تایید می‌کرد، نمره نمی‌داد، از روی نشست و برخاست شاگرد می‌فهمید که او امانتداری را یاد گرفته یا نه؟ آیا می‌تواند حافظ بار امانت باشد؟
بحث بار امانت به همین سبب در این صنف به حضرت جبرئیل و حضرت اسرافیل نسبت داده می‌شد، مساله ساده نیست. استاد، شاگرد را به گفتار شریف‌تر و لطیف‌تر دعوت می‌کرد، او را به پی‌بردن مساله «حضور و اتصال» رهنمون می‌شد، امروز چه؟
ستایشگران هر کدام در هر صنف، استادی به‌عنوان «نقیب» داشتند و بی‌اذن او دهان از هم نمی‌گشودند، ضمن آنکه یکی از درس‌های «نقبا» به شاگردان، بحث «پیرشناسی» در این صنف بود. پیران در گروه‌های مختلف متفاوت بودند:ذاکران و نوحه‌خوانان و روضه‌خوانان قائل بر پیرانی چون: حضرت آدم، حضرت امام سجاد(ع)، جابربن عبدالله انصاری، شعیب، سیدمرتضی و سیدرضی بودند.
چاووش‌خوانان قائل به پیرانی چون: حضرت داود، حضرت ابراهیم، مقبل، بلال حبشی و بشیر بودند (همان بشیربن جذلم)و مناقب‌خوانان قائل به پیرانی چون: حضرت جبرئیل، پیامبر اکرم(ص)، مولای متقیان علی(ع) و سلمان فارسی بودند.
حتی خود نقیب‌ها، بزرگی به‌عنوان پیشکسوت کهنه‌کار داشتند که او را «نقیب‌النقبا» می‌نامیدند و هر منطقه در ایران یک نقیب‌النقبا برای نظارت بر امور ستایشگران و نوحه‌گران داشت.
ستایشگران و نوحه‌گران دیگر که نه از موسیقی و دانش موسیقی و تلقیق آگاهی دارند و نه در کنه شعر و ادبیات این صنف قرار دارند، به آنجا رسیده‌اند که شعرهای تولیدی خود را که اکثرا هم دارای اشکال عروض، وزن و قافیه است، بر نغمگی‌های تولیدی رسانه‌ای سوار کرده و به اجرا درمی‌آورند و حاصل، نتیجه‌ای سخیف است که جز به خراشیدن عقل مخاطب و ضجرِ حِسِّ انسان‌های فهیم، هیچ چیز را به دنبال ندارد و در نهایت ترویج فرهنگی سراپا من‌درآوردی و اشتباه و نادرست را انجام می‌دهد که این خود یک فاجعه است و هنگامی که با این افراد برخورد می‌شود، مدعی هم می‌شوند که نمی‌گذارید به عشق حسین(ع) نغمه‌ای بخوانیم، چشم ندارید!!

یکی از مسایلی که هر سال در ماه محرم مطرح می‌شود، چگونگی پرداختن به موسیقی در این ماه است. ...

 

 

 

یکی از مسایلی که هر سال در ماه محرم مطرح می‌شود، چگونگی پرداختن به موسیقی در این ماه است.
اگر چه چندی است از سوی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشستهای مختلف برای ریشه یابی مشکلات موسیقی کشور برگزار می‌شود و حتی در یکی از این نشستها، طرحی درباره ساماندهی موسیقی قهوه خانه‌ها عنوان شد، اما متأسفانه مسئولان موسیقی کشور از نفوذ و تأثیر موسیقی هیات‌های عزاداری، غافل مانده‌اند.
بی توجهی زمامداران موسیقی کشور منجر به شکل گیری دو دسته در موسیقی مذهبی ایران و به ویژه موسیقی ایام محرم شده است: عده‌ای که این موسیقی را در هر شکل و نوع اجرا که باشد مردود می‌دانند و عده‌ای که برای بیان احساسات دینی شان از راه موسیقی، به نوع بازاری و بنجل موسیقی روی آورده‌اند.
نتیجه این که موسیقی محرم تنها به اجرای سردستی چند نوحه و سنج کوبی و دمام زنی دسته‌های عزاداری خلاصه شده در حالی که پیش از این موسیقی محرم در روزهای نهم و دهم این ماه زنده‌کننده سازها، آوازها و گوشه‌های دستگاه‌های موسیقی ایران بوده است.
به‌طور مثال در زمانهای دور که تعزیه به شکل جدی در قهوه خانه‌ها و زیرگذرها اجرا می‌شده، بازیگران آگاهانه یا نا آگاهانه، هنگام اجرای صحنه مربوط به جنگ در کربلا در دستگاه چهارگاه آواز می‌خواندند و برای این کار سازهایی چون دمام که یادآور صدای پای اسبان است یا سنج که شمشیرهای جنگ را یادآوری می‌کند، به کار می‌بردند.
در واقع موسیقی محرم ترکیبی از موسیقی حماسی و آوازهای سوزناک است. آوازهایی که هدف خواننده آن تنها تحت تاثیر قرار دادن مخاطب نیست بلکه هدف از اجرای آن آوازها بیان مجدد واقعه کربلا ازمنظر تاریخی است که چون با آواز خوش همراه شده، تأثیر بیشتری دارد.
تا همین چند سال پیش موسیقی روزهای عاشورا و محرم، ناله‌های مردم که از داغ امام حسین و یارانش می‌سوختند را به خوبی بیان می‌کرد اما رواج موج جوان گرایی در موسیقی و در حقیقت توجه به نوعی ساده پسندی در موسیقی، قدرت نمایی نوحه خوانانی را به همراه داشت که نه تنها موسیقی ایران را نمی‌شناسند، بلکه صدای خوبی برای خوانندگی هم ندارند.
از طرفی این خوانندگان و مداحان با تقلید از ملودی آهنگهای رایج و اضافه کردن شعرهای عاشورایی به این ملودی‌ها، نه تنها موسیقی ایران، بلکه واقعه عاشورا و عزاداری برای امام حسین(ع)را نیز زیر سؤال می‌برند.
● موسیقی تعزیه
جابرعناصری در کتاب شبیه خوانی گنجینه نمایش‌های آیینی - مذهبی می‌نویسد: از دیدگاه هنرهای فونتیک، موسیقی تعزیه غوغا می‌کند و شناخت انواع آلات و ادوات موسیقی مذکور در نسخ شبیه خوانی و معمول در اجرای مجالس تعزیه ما را به حیرت فرو می‌برد. شمر به یاری چرنگیدن طبل و غریوکوس تاتاری وهیبت طبل سلیمانی و ظرافت طبل فرنگی، اشتلم می‌کند. توبه حر با حزین خوانی و غمنوا انجام می‌گیرد.
بنابراین اشعار و آهنگ تعزیه را نیز باید به دو بخش تقسیم کرد؛ بخش اول موافق خوانی که سوزناک، اندوهگین، سنگین، ملایم وآهسته است و بخش دوم مخالف خوانی که خشن، بدون آواز، ناموزون، بریده و آمرانه است.
همه عناصری که در تعزیه به کار گرفته می‌شود، از موسیقی دستگاهی ایران گرفته شده. البته عده‌ای اعتقاد دارند که گوشه‌های موسیقی ایرانی از تعزیه و نوحه خوانی‌های مداحان برداشت شده. بنابراین می‌توان گفت که حداقل فایده این هماهنگی این بوده که تعزیه خوانان قدیم اغلب به آواز و ردیف موسیقی تسلط و آگاهی داشته و می‌توانستند علاوه بر نوحه سرایی و تعزیه خوانی در حفظ نغمات موسیقی هم نقش داشته باشند.اتفاقی که با مداحی و نوحه سرایی به شکل جدید و امروزی امکانپذیر نیست.
ازطرفی از صفویه تا اواخر عهد قاجار، تعزیه خوان‌ها، مهم‌ترین راویان موسیقی آوازی و دستگاهی ایران بودند. چرا که تا پیش از رواج تعزیه در دوران زندیه، موسیقی با موانع مذهبی مختلف روبه‌رو بوده ولی بعدها مذهب باعث توجه دوباره به آن شده است.
به هر حال مسلم است که این دو نوع موسیقی بر یکدیگر تأثیر گذاشته و باعث غنای یکدیگر شده‌اند.این هماهنگی و ارتباط بین موسیقی دستگاهی و موسیقی تعزیه در دوره ناصری به اوج شکوفایی رسید به‌طوری که نغمه‌ها و گوشه‌هایی در موسیقی آوازی ایران شکل گرفتند که نام برخی از آنها با موسیقی تعزیه ارتباط دارد.
به‌عنوان نمونه مظلوم خوان‌ها که امام خوان نیز نامیده می‌شدند، بیشتر از نقل مذهبی و مخالف خوان‌ها یا اشقیا و دشمنان از نقل حماسی استفاده می‌کردند که رگه‌هایی از نوع و سبک آوازی این گروه‌های نمایشی را در موسیقی دستگاهی ایران می‌توان یافت.به‌طور مثال در ردیف موسیقی دستگاهی ایران، گوشه‌هایی به نام‌های حسینی، سوز و گداز، حزین، مغلوب، رضوی، مخالف و... وجود دارد که نشان دهنده ارتباط موسیقی ایران به موسیقی تعزیه است.
● نوحه
نوعی آواز جمعی است که در آن، تعزیه خوان و گروه هم خوان و حتی گاه مخاطبان، به صورت سؤال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است اجرا می‌کنند. تعزیه‌ها نیز اغلب با پیش خوانی همراهند که نیز شامل اجرای نوحه است.
بسیاری از خوانندگان معروف از تعزیه برخاسته‌اند. مثلا غلامحسین بنان در کودکی بچه خوان تعزیه بود یا اقبال آذر آواز را از تعزیه آغاز کرده بود و از کودکی در دسته‌های تعزیه وارد شد. از طرفی حالت‌ها و نغمه‌های مختلف موجود در موسیقی آوازی، باعث می‌شد که تعزیه خوانها هر شخصیت را با استفاده از یک مقام یا گوشه آوازی معرفی کنند. این معرفی شناخت مردم از موسیقی ایران را نیز به همراه داشت. به‌طور مثال همه می‌دانستند که علی اکبر در دستگاه چهارگاه و حر در دستگاه نوا می‌خواند. همین نکته باعث آشنا شدن گوش مخاطب با این دستگاه‌های موسیقی سنتی ایران بود.
از طرفی اشعار هر تعزیه در گوشه‌ها و دستگاه‌های متعددی خوانده می‌شد اما در سؤال و جوابها لازم بود که تناسب مقامها رعایت شود. مثلا اگر «امام خوان » (کسی که نقش ائمه و به‌ویژه امام حسین را بر عهده می‌گرفت ) در دستگاه شور می‌خواند «عباس خوان » هم باید در همان دستگاه جواب او را می‌داد (مستوفی ج ۱ ص ۲۸۹ خالقی بخش ۱ ص ۳۳۸).
تغییر دستگاه‌ها در تعزیه معمولا ناشی از تغییر صحنه و موضوع وقایع بود بنابراین تعزیه خوان «مرکب خوانی» (خواندن قطعه‌ای در چند دستگاه موسیقی ) نمی‌کرد و لازم نبود برای تغییر دستگاه‌ها از مایه‌های انتقالی استفاده کند. «اشقیاخوان » (کسی که نقش دشمن امام را بر عهده می‌گرفت ) بر خلاف سایر تعزیه خوانان اشعار را به آواز نمی‌خواند بلکه به‌اصطلاح «اشتلم » (رجزخوانی ) می‌کرد.
● کاربرد ساز در تعزیه
هاشم فیاض آخرین بازمانده از نسل تعزیه خوانان قدیم در گفت‌وگویی با ایسنا درباره کاربرد سازها در تعزیه گفته است:در حین اجرای تعزیه معمولا آوازها با ساز همراهی نمی‌شد جز در موارد اندک که در این موارد رعایت دستگاه‌ها لازم بود چنان‌که معمولا برای شبیه (نقش) علی اکبر و قاسم چهارگاه ، سه گاه و اصفهان و برای شبیه امام، نوا نواخته می‌شد در صحنه‌های فاقد گفت‌وگو مثل صحنه‌های مسافرت یا نبرد یا در وقفه‌های میان جریان نمایش نیز از ساز استفاده می‌شد.
از سوی دیگر در تعزیه معمولا هر یک از سازها کاربرد خاصی داشتند مثلا هنگام ورود اشخاص وشروع جنگ‌ها طبل می‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌های حزن آلود شیپور و قره نی می‌نواختند. از سازهای محلی نیز در مناطق مختلف استفاده می‌شده است. مثلا در مجلس «عروسی حضرت قاسم علیه السلام » نی چوپانی و «دس دایره » هم نواخته می‌شد. هدایت دستة نوازندگان تعزیه را معمولا شخصی به نام معین البکا با اشارة چوبدست یا عصا در کنار دیگر وظایفش بر عهده می‌گرفت (مستوفی ج ۱ ص ۲۹۸ بیضایی ص ۱۵۷ـ ۱۵۸).
● تعزیه و نوحه خوانی در شهرستان‌ها
در مجموع موسیقی محرم به‌طور خاص از موسیقی محلی هر سرزمین برداشت شده است اما حمایت رسانه‌های صوتی وتصویری از موج جدید و امروزی نوحه خوانی باعث شده که حتی در شهرستان‌ها نیز دیگر موسیقی تعزیه به شکل سنتی و ناب آن پیدا نشود. البته هنوز هم گاه در برخی شهرستان‌ها سازهای محلی مانند سرنا، کرنا، دمام، دهل، نقاره، سنج و...به جای سینتی سایزرها استفاده می‌شوند.

موسیقی اسلامی از چند سال گذشته، در کشورهای مختلف و در قلب مسیحیت کارش را آغاز کرده است و هر روز به تعداد موزیسین‌هایش افزوده می‌شود.اسمش را می‌شود گذاشت «موسیقی اسلامی». موسیقی‌ای که به سبک‌‌های متنوع، از اسلام و اعتقادات اسلامی می‌گوید. هر روز که می‌گذرد، نام جدیدی پا به این عرصه می‌گذارد.

 

 

 

موسیقی اسلامی از چند سال گذشته، در کشورهای مختلف و در قلب مسیحیت کارش را آغاز کرده است و هر روز به تعداد موزیسین‌هایش افزوده می‌شود.
اسمش را می‌شود گذاشت «موسیقی اسلامی». موسیقی‌ای که به سبک‌‌های متنوع، از اسلام و اعتقادات اسلامی می‌گوید. هر روز که می‌گذرد، نام جدیدی پا به این عرصه می‌گذارد.
اگر تا چند ماه پیش فقط سامی یوسف و پیش از آن «یوسف اسلام» با اناشید و نواهای مذهبی‌شان میان مسلمانان شناخته شده بودند، حالا جوانانی همچون مسعود کرتیس، داوود وارنزبی علی، ایسام بشیری، بابامال و زین هیخا به آن‌ها اضافه شده‌اند تا قافلهٔ موسیقی اسلامی، با مسافران بیشتری به راهش ادامه دهد.
شاید پیش از این، کسی باور نمی‌کرد ترانه‌‌هایی که در آن از خدا و پیامبر خاتم ستایش شود، این‌قدر با ذائقهٔ مردم رابطهٔ خوبی برقرار کند. اما موفقیت‌های بی‌نظیر سامی یوسف، نشان داد که خوانندگان و موزیسین‌هایی که در این سبک کار می‌کنند، می‌توانند با جلوه‌های بصری ایده‌آل و استاندارد و نگاه مدرن به موسیقی ، کلام معنوی خود را در هاله‌ای از جذابیت، به مخاطبان ارائه کنند و به تبع آن، با استقبال گستردهٔ مردم تشنهٔ معنویت و آرامش مواجه شوند.
گروه‌های موسیقی اسلامی مخصوصا در دههٔ ۹۰ وارد عرصه شدند، اما تبلیغات کم و کمبود رسانه‌هایی که این نوع موسیقی را عرضه کنند، باعث شده بود به چشم نیایند. اما در این سال‌ها با رشد رسانه‌ای کشورها و گروه‌های اسلامی و توجه خاص به جلوه‌های بصری ویژه در ساخت ویدیو کلیپ‌ها، این گروه‌ها و خوانندگان توانستند حتی به چارت‌های موسیقی کشورهای مختلف هم راه پیدا کنند و زمینه را برای گسترش فعالیت‌های این سبک موسیقی فراهم آورند.
در این شرایط هر روز با نام جدیدی مواجه می‌شویم، کسانی که شاید از سال‌ها پیش در عرصه بوده‌اند، اما عنوان شناخته‌شده‌ای در دنیای موسیقی به دست نیاورده بودند.
● نصرت فاتح علی‌خان،صدای پرنفوذ اسلام
پیش از تمام گروه‌های پاپ، راک، هیپ هاپ و... که موسیقی‌هایشان با کلام اسلامی تزئین شده و منتشر می‌شوند، موسیقی اسلامی با «قوالی» میان غربی‌ها شناخته می‌شد.
حتما تصاویر قوالی «نصرت فاتح علی خان» مشهورترین هنرمند این عرصه را از تلویزیون دید‌ه‌اید. پیش از نصرت فاتح علی خان، کسی همراه با سازهای مربوط به سبک قوالی، از کلام‌های اسلامی استفاده نمی‌کرد.
اما او با هنر بی‌نظیر و مسحورکننده‌اش، قوالی را به جهانیان شناساند و میان کشورهای اسلامی نیز محبوبیت بسیار زیادی کسب کرد. نکته این‌‌جاست که پس از او نیز هیچ‌‌کس نتوانست موسیقی قوی قوالی را با کلام‌های اسلامی به خوبی در هم آمیزد و ارائه کند. او با سازهای ضربی مختص مناطق پاکستان و مسلمان‌‌نشین‌های هندوستان، چنان موسیقی قوی وتأثیرگذاری می‌‌ساخت و اجرا می‌کرد و صدای آنچنان زیبا و دلنشین و پرنفوذی داشت که شنوندگانش را به سکوت وا می‌داشت و حال آن‌ها را دگرگون می‌کرد.
وقتی گروهش ساز می‌زدند و او می‌خواند، انگار خودش هم در فضای دیگری بود. نصرت فاتح علی خان، آثارش را به زبان‌های اردو، پنجابی و فارسی اجرا می‌کرد.
او اولین خوانندهٔ جنوب آسیاست که در مقابل تماشاگران غربی، برنامهٔ زنده اجرا کرده است. این هنرمند پاکستانی به همراه ادی وار، ساند تراک فیلم «راه رفتن مرد مرده» اثر تیم رابینز را نیز اجرا کرده است.
● Mecca۲Medina ،بسم‌الله
Mecca ۲ Medina هم اولین گروه موزیک اسلامی به سبک هیپ هاپ و اناشید است که در بریتانیا هم متولد شده است. این گروه کارش را در سال ۱۹۹۶ آغاز کرد و آلبومی به نام «زندگی پس از مرگ» را به بازار عرضه کرد.

/ 0 نظر / 13 بازدید